شبهات فكري و رفتاري دانش آموزان در زمینه حجاب

رای دهی:  / 12
ضعیفعالی 

مقدمه

 بى ترديد يكى از مهمترين دغدغه‌هاى اصلى نظام مقدس جمهورى اسلامى، بسط و گسترش فرهنگ ناب محمدى صلی الله علیه و آله  در جامعه به خصوص در میان دانش آموزان به عنوان آینده سازان این مملکت  بوده و هست. مساله حجاب نيز به عنوان يكى از اركان اصلى حفظ عفت عمومى در جامعه،  همواره مورد بحث و نظر كارشناسان مختلف بوده، تا آنجا كه با گذشت 28 سال از پيروزى انقلاب بى بديل اسلامى در ايران، هنوز يكى از مباحث زنده و جريان‌دار اين نظام محسوب مى شود.

 

بسیاری از دختران و زنان هنوز در پاسخ به این سوال که چرا زنان باید حجاب داشته باشند؟ به جواب روشنی دست نیافته و این عامل و بسیاری از عوامل فرهنگی، محیطی و... موجب شده است تا غافلانه و ناآگاهانه به ارزش حجاب خویش پی نبرده و دلیلی برای رعایت این دستور الهی نیابند و کم کم به سوی بدحجابی سوق داده شوند. این مقاله در پی آن است که با بیان  فلسفه و چرایی حجاب  و پاسخ به شبهاتی که برای بسیاری از دختران در رابطه با حجاب پیش آمده است، دلایل روشن انجام این فریضه الهی را بیان نماید و موجبات امر به معروف و نهی از منکر بسیاری از بدحجابان  را فراهم نماید.

متأسفانه مسئله حجاب و«بدحجابى» به يكى از معضلات اجتماعى بدل شده است. . پوشش زنان از آنجا رنگ يك معضل اجتماعى به خود گرفت كه از طرفى مسئولان بر سر تعريف حجاب خوب و بد با هم به توافق نمى رسند و از سوى ديگر حجاب خوب خيلى وقت‌ها در عمل غيرقابل استفاده است.

گرچه پوشش، مسئله هر روز مردم است، موضوع حجاب و بدحجابى هر ازگاهى و به مناسبتى موضوع روز مى شود و بحث‌هاى داغى به همراه مى آورد كه با گذشت زمان دوباره فراموش شود. تابستان و فصل گرما همواره بازار بحث بدحجابى را داغ‌تر مى كند. برخوردهايى كه در اين سال با مسئله حجاب صورت گرفته اغلب تدابير و تصميم‌هايى مقطعى بوده‌اند. و اين ابتداى ماجراى تمام‌ناشدنى حجاب در ايران است. به عقيده نگارنده، مهم‌ترين علت وجود برخى نابسامانى ها درباره حجاب كه آن هم بيشتر در شهرهاى بزرگ ايران اسلامى ديده مى شود، يك مشكل تاريخى است و آن فراموشى باغبانى انقلاب عزيزمان است. پس از پيروزى انقلاب و در شرايطى كه بيش از 98 درصد مردم جمهورى اسلامى را پذيرفتند، بسيارى به دنبال زيرساخت‌هاى اقتصادى و سياسى حكومت رفتند و پايه‌هاى فرهنگى را با توجه به همراهى بى نظير مردم، از اين مهندسى بى نياز دانستند. بوستان هميشه سبز سال‌هاى 57 و 58 با آغاز جنگ تحميلى بيش از پيش مورد غفلت واقع شد. پس از پايان جنگ نيز دوران سازندگى، اين غفلت را دو چندان كرد. به هر حال هر باغ و بستان و بوستان‌آبادى بدون رسيدگى و باغبانى با وجود زمينى مرغوب، از علف‌هاى هرزه و آفات مصون نمى ماند و بوستان فرهنگى انقلاب نيز با پيشرفت‌هاى حوزه‌هاى مختلف و حضور جدى تر زنان در عرصه‌هاى متعدد و متنوع اجتماعى از اين آفات بى نصيب نماند. به اين‌ها هجمه‌ فرهنگى دشمن و بمباران رسانه‌اى و تبليغاتى غرب كه بسته‌هاى سوغات‌گونه‌اش همچنان ادامه داشت و ادامه دارد، را هم اضافه كنيد. پس معضل ضعف هدايت صحیح فرهنگى، توجيه مسائل اجتماعى براى نسل‌‌هاى بعد از انقلاب و همچنين غفلت از حضور دشمن باعث شد، آن بوستان سبز دهه شصت كم كم علف‌هرزها و گياهان مضرى را در خود ببيند.

امروزه بحث حجاب و رعایت پوشش الهی، مورد هجمه­ی زیادی واقع شده است. از آن جایی که معمولاً همه­ی شبهه­های مسئله­ی حجاب، هماهنگی مفهومی وخاستگاه مشترکی دارند، لذا عیار بازشناسی معارف حق از باطل ضرورت دارد. در این مقاله به طرح کلی برخی از این شبهات و تردیدها به زباني ساده و قابل فهم براي دانش آموزان پرداخته شده ، سعی می­کنیم پاسخ­های مناسبی ارائه دهیم.

فصل اول: معنا و مفهوم حجاب

حجاب در لغت

حجاب دراصل لغت به معنى ستر ، پوشيدن ، پنهان كردن ، منع از داخل شدن ،باز داشتن و ممانعت از دسترسى و رسيدن به چيزى ودفع ومانند آن است.[1] در کتاب لسان العرب درباره معانی آن چنین آمده است: «حجاب به معنای پوشش است. زن محجوبه یعنی زنی که به وسیله ای پوشیده شده است». در زبان فارسی نیز برای کلمه حجاب معانی متفاوتی نقل شده است. فرهنگ های معین و عمید برای واژه حجاب معانی زیر را عرضه کرده اند: پرده، سِتر، نقابی که زنان چهره خود را بدان پوشانند، رویْ بند، و چادری که زنان سرتاپای خود را بدان پوشانند. علاوه بر معانی فوق، در لغت، معانی دیگری نیز برای واژه حجاب ذکر شده است. واژه حجاب در اصطلاح دینی به معنای «پوشش مخصوص زنان» به کار می رود.

 

حجاب در اصطلاح

«حجاب» واژه ای است عربی که دارای معانی مختلفی در لغت و اصطلاح است. شهید مطهری(ره) در بیانات محققانه خود در این زمینه، چنین نگاشته اند: «کلمه حجاب هم به معنی پوشیدن است و هم به معنی پرده و حجاب. بیشتر استعمالش به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می دهد که پرده، وسیله پوشش است و شاید بتوان گفت که به حسب اصل لغت، هر پوششی حجاب نیست؛ آن پوشش حجاب نامیده می شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد. استعمال کلمه حجاب در مورد پوشش زن، یک اصطلاح نسبتا جدید است. در قدیم و مخصوصا در اصطلاح فقها، کلمه «ستر» ـ که به معنی پوشش است ـ به کار رفته است. بهتر این بود که این کلمه عوض نمی شد و ما همیشه همان کلمه «پوشش» را به کار می بردیم؛ زیرا معنی شایع لغت حجاب، پرده است و اگر در مورد پوشش به کار برده می شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همین امر موجب شده که عده زیادی گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود.»

 

رابطه حیا و حجاب

حیا عامل بازدارنده ای است که موجب پای بندشدن انسان به قوانین دین می شود. حیا عامل حفظ دختران و پسران از تن دادن به انحراف ها و آسیب های اجتماعی است. امام صادق علیه السلام فرمود: «بعضی از مردم اگر حیا نداشتند، حق پدر و مادر و حق ارحام و بستگان خود را رعایت نمی کردند و اگر حیا و ترس از ملامت مردم نمی بود، هیچ امانتی را به صاحب آن بر نمی گرداندند و از هیچ فحشا و بی عفتی چشم پوشی نمی کردند».

 

عفاف و حجاب

ما پیوسته سخن از حجاب گفته یا شنیده ایم، ولی مسئله اصلی و بنیادین، عفت است. عفت فراتر و برتر از حجاب است. حجاب، همان پوشش ویژه و عفت، گونه ای خصلت و بینش و منش است. حجاب، پوششی بیرونی است، ولی عفت، هم پوشش بیرونی و هم پوشش درونی است. حجاب می تواند ریایی، تحمیلی یا ظاهری باشد، ولی عفت، خصلت و ارزشی اختیاری است. عفت، نمودهای گوناگونی دارد؛ از جمله: عفت در نگاه، عفت در سخن، عفت در شهوت و... ممکن است کسی حجاب مناسب داشته باشد ولی در نگاه یا سخن گفتن عفت نداشته باشد که این خود نمونه حجاب بدون عفت است. بنابراین برای سالم سازی جامعه باید به دنبال عفت عمومی باشیم تا حجاب آگاهانه گسترش یابد.

 

حجاب از دیدگاه حضرت امام خمینی رحمة الله علیه

 امام حضرت امام خمینی(رحمة الله علیه) بارها بر وظایف و مسئولیت های اجتماعی بانوان تأکید ورزیده اند و در عین حال حفظ شئون دینی را یادآور شده اند. ایشان می فرمایند: «امروز باید خانم ها وظایف اجتماعی خودشان را و وظایف دینی خودشان را باید عمل بکنند و عفت عمومی را حفظ بکنند و روی آن عفت عمومی، کارهای اجتماعی و سیاسی را انجام دهند». بنیان گذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی(رحمة الله علیه)  ، زن ها را به تقوا سفارش و از ملعبه قرار گرفتن به شدت نهی کرده و فرموده است: «از جنایت های بزرگی که به ملت ما شد... بانوان ما را ملعبه کردند. بانوان ما را مثل عروسک ها کردند. اینها می خواستند زن را مثل شی ء، مثل یک چیز، مثل یک متاع، به این دست و آن دست بگذارند. زن هم باید از فساد اجتناب کند. زن ها نباید ملعبه جوان های هرزه بشوند. زن ها نباید مقام خودشان را منحط کنند و خدای ناخواسته بزک کرده بیرون بیایند و در انظار مردم فاسد قرار گیرند. زن ها باید تقوا داشته باشند. زن ها اختیار دارند، همان طوری که مردها اختیار دارند. آنها که زن ها را می خواهند ملعبه مردان و ملعبه جوانان فاسد قرار بدهند جنایت کارند. زن ها نباید گول بخورند. زن گمان نکند این مقام زن است که بزک کرده بیرون برود با سرِ باز و لخت. این مقام زن نیست. این عروسک بازی است نه زن. زن آدم ساز است؛ زن مربی است.» امام خمینی (رحمة الله علیه) طی سفارش های متعدد درباره عفاف، زنان جامعه اسلامی را به تبعیت از حضرت زهرا علیهاالسلام فراخوانده، می فرمایند: «بانوان محترم ایران ثابت کردند که در دژ محکم عفت و عصمت هستند و جوانان صحیح و نیرومند و دختران عفیف و متعهد، به کشور تسلیم خواهند کرد و هیچ گاه در آن راه هایی که قدرت های بزرگ برای تباه کردن کشور، پیش پای آنها گذاشته بودند، نخواهند رفت».زن ها باید در میدان زهد و تقوا و عفاف و تحصیل و مجاهده و دفاع از اسلام، از حضرت زهرا علیهاالسلام تبعیت کنند.»

 

حجاب در نگاه رهبر معظم انقلاب

مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای، مدظله العالی، درباره عدم رعایت شئون زن فرموده اند: «آیا جنایتی از این بزرگ تر نسبت به زن هست که زن را با آرایش، مد، و جلوه گری زیورآلات سرگرم کنند و از او به عنوان یک ابزار و وسیله استفاده کنند؟ امروز سر و سینه را از زیورآلات پرکردن و آرایش و مد و لباس را بت خود قرار دادن برای زن انقلابی مسلمان ایران ننگ است چادر بهترین نوع حجاب و نشانه ملی ماست.»

 

فصل دوم: آثار و پیامدهای حجاب

 فلسفه حجاب

 

یکی از نکات اساسی که زمینه‌ای برای عمل به احکام است شناخت جایگاه هرچیز در نظام هستی است. البته در نظامی که خداوند متعال در جای جای آن دیده می‌شود و ارتباط اشیا و اعمال با خداوند بسیار مشهود است و با درک این ارتباط و حضور، بسیاری از مشکلات زندگی بشر حل می‌شود. «حق» به عنوان زیباترین و پسندیده‌ترین واژه آفرینش در تمامی ادیان و جوامع بشری مورد توجه قرار گرفته است و حقوق و ادای آنها فراتر از زمان ها و مکان ها واشخاص و ادیان است.

در واقع هر فردی از هر طبقه اجتماعی و از هر دین و ملیت، نسبت به ادای حقوق دیگران حساسیت نشان می‌دهد واین مطلب، حق و حقوق را فرا زمانی و فرا مکانی می‌کند.

فلسفه حجابْ حفظ ارزش والای زن است و از همین روست که خداوند پوشش دینی را بر او واجب و نگاه به بدن و موی سر او را حرام فرموده است. خانم «فاطمه دولان» استادِ مسلمانِ انگلیسی زبان می گوید: من به عنوان کسی که در کشور غربی زندگی کرده است می فهمم که فلسفه حجاب چیست. وجود حجاب باعث می شود که زن ارزش خود را از حد کالایی تجارتی و یا وسیله ای برای بهره دهی بیشتر، بالا ببرد و هم خود برای خویش ارزش قائل باشد و هم جامعه را وادار به احترام کند .برخی از اندیشه‌گران و حکیمان بر این باورند که حجاب، حق‌الله است و در این‌باره می‌گویند: «حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد و نه مال شوهر و نه ویژه برادر و فرزندانش می‌باشد. همه اینها اگر رضایت بدهند، قرآن راضی نخواهد شد، چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حق‌الله مطرح است. لذا کسی حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دادم.

از اینکه قرآن می‌گوید: هر گروهی، اگر راضی هم باشند، شما حد الهی را در برابر آلودگی اجرا کنید، معلوم می‌شود عصمت زن حق‌الله است.» پر واضح است که آدمی نمی‌تواند حقوق الهی را کاملا ادا کند ولی با انجام برخی کارها می‌تواند رضایت الهی را به دست آورد. حضرت رسول‌ صلی الله علیه و آله می‌فرمایند: «حقوق خداوند متعال بزرگتر از آن است که توسط بندگان ادا شود و نعمت‌های خداوند بیشتر از آن است که به شمارش آید» و حضرت علی علیه السلام  می‌فرماید: «خداوند بر بندگان حقی قرار داده و آن این است که او را اطاعت کنند.» اگرچه حق خدا بزرگ است و قابل ادا نیست ولی ادای وظایف و اطاعت از خداوند متعال به نوعی ادای حق محسوب می‌شود. حجاب که امر خداست و شارع مقدس به عنوان یکی از احکام ضروری دین آن را واجب کرده است باید حفظ شود.

حفظ این واجب الهی اطاعت از اوست و اطاعت از او حقی است که بر بندگان نهاده است و هر انسان باورمندی باید تعبدا و نه فقط به خاطر مصالح عمومی و... این حق و حد الهی را ادا کند. پس حکمت حجاب، سنجش میزان عبودیت واطاعت بندگان است. بانوان با حفظ حجاب می‌توانند اطاعت را که روح و پیام اصلی عبادات بشر است اثبات کنند و در زمره اطاعت‌کنندگان الهی قرار گیرند. بانوان به عنوان نیمی از جامعه اسلامی که در دامان خود انسان‌های پاک و برجسته می‌پرورانند، دارای حرمت واحترام ویژه‌ای می‌باشند. آنان معلمان عاطفه هستند و پیکره اجتماع، با محبت و تربیت آنها استوار خواهد ماند.

مفسران واندیشه‌گران بر این باور هستند که «قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن می‌گوید، می‌فرماید: حجاب عبارت است از یک نحوه احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند. در قرآن علت و فلسفه حجاب را چنین ذکر می‌کند که: ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین، یعنی برای اینکه شناخته نشوند و مورد اذیت واقع نگردند، چرا که آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.

با اندکی تدبر در آیات قرآن فلسفه حجاب را به گونه‌ای صریح می‌بینیم و می‌یابیم که احترام و حرمت زن، فلسفه حقیقی و یا یکی از فلسفه‌های حجاب است به راستی اگر معرفت انسان به شریعت و تعالیم دینی بالا رفته و قرآن را که آئین‌نامه سعادت و کمال بشر است درک کند، به عظمت حجاب پی برده و می‌فهمد بدحجابی و بی‌حجابی ثمره عدم معرفت و شناخت حقیقی جایگاه زن در هستی است.

خداوند در آیه ۳۱ سوره نور حکم حجاب را به گونه‌ای صریح و آشکارا مطرح نموده و علاوه بر ظرافت‌های خاصی که در نوع پوشش زنان وجود دارد، اشخاص محرم را نیز ذکر می‌کند تا نامحرم‌ها بازشناسانده شوند و در پایان فلسفه پوشش بیان شده است که زینتها و زیبایی‌های زنان در مقابل نامحرم آشکار نشود، تا آن ها مورد توجه نگاه‌های ناپاک قرار نگیرند و احترام آنان حفظ گردد. در آیه دیگر حرمت و شخصیت زن به عنوان فلسفه حجاب مطرح می‌شود: «ای پیامبر به زنان ودخترانت و زنان مومن بگو، پوشش خود را بر خود فرو پوشند.این برای آن که شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند.» [2]در این آیه زنان و دختران پیامبر صلی الله علیه و آله   و زنانی که همسر مردان مومن هستند از دیگر زنان جامعه آن روز جدا می‌شوند و حکم حجاب برای این زنان محترم آورده می‌شود. از ظاهر آیه می‌توان دریافت که حجاب به خاطر احترام و حرمت زنان بوده و مقام آنان به قدری والاست که باید از طریق حجاب شناخته شوند؛ مبادا مانند زنان کفار مورد اذیت و آزار قرار گیرند. این دسته از زنان به خاطر اعتقادات و باورهای دینی، دارای ارزش و مقامی افزون از دیگران هستند و حرمت آنها باید مورد شناسایی قرار گیرد.[3]

 

 

آثار حجاب

حجاب، سنگر و سلاح

حجاب آمده است تا تقوا و ایمان را به بشر باز گرداند. حجاب آمده است تا عزّت و شرف و حمیت و غیرت را به امت اسلام و جهان باز گرداند. حجاب شعاری زیبا و برخاسته از شعوری والاست. حجاب سلاح است و پاسخ به فساد و دنیای غرب. حجاب آمده است تا چگونه زن بودن را به جامعه بشری بیاموزد. حجاب آمده است تا بار دیگر انسان اسیر و آواره را به خانه تقوا و بهشت انسانیت باز گرداند. حجاب نه لباس و جامه، که سلاح و برنامه است و امروز دنیای استکبار از این سلاح ساده و برنامه پاکیزه به هراس افتاده است. پس ای خواهر من، حجاب تو سنگر و سلاح توست که دنیای تبهکاران را نشانه گرفته و دل ستمگران را به لرزه انداخته است. این سنگر و سلاح را پاس بدار.

 

در صدف حجاب

زن از دیدگاه اسلام دارای شخصیتی شایسته و رسالت و موقعیتی الهی است که می تواند مدارج کمال را طی کرده، مراتب عالی انسانیت را باز یابد و مصداق تحقق فلسفه خلقت یعنی خلیفگی خدا شود. وجود زن زینت بخش آفرینش انسان است و افق روح او تجلی گاه رحمت. دامنِ زن مدرسه بشر است و کمال مرد بدون او ممکن نیست. زن مظهر ظرافت و جمال آفرینش است. اصلاح جامعه در گرو تقوای زن، و محیط خانواده محل درس اوست و بر همین اساس زن مربی بشر است و می تواند با تربیت فرزندی، امتی را رهایی بخشد. جایگاه والای این گوهر آفرینش اقتضا دارد که در صدف حجاب قرار گیرد تا ارزش های او حفظ شود و این است فلسفه پوششی که خدای حکیم برای انسان واجب کرده است.

پیام عفت

بی تردید، پوشش دینی، پیام عفت، شخصیت و خداترسی زن مسلمان است و مردان جامعه نه تنها به چنین بانویی چشم طمع نخواهند داشت که پاکی و نجابت او را می ستایند. از طرفی بدن او در سایه حجابی که دارد از چشم نامحرم پوشیده خواهد بود. در این صورت است که زن در سنگر حجابِ خود از تیر نگاه های زهرآلود و سخنان آزاردهنده و برخوردهای اراذل جامعه مصون خواهد بود و امنیت و آرامش درونی او برقرار خواهد شد.

جسم فروپوش چو دُر در صدف     تا نشوی تیر نگه را هدف

قرآن کریم نیز در این باره چنین فرموده است:

«ای پیامبر، به زنان و دخترانت و زن های مؤمن بگو خود را با ساتری بلند بپوشانند که این پوشش برای آن که به عفت شناخته شوند بهتر است تا (از تعرض هوس رانان) آزار نبینند»

 

نمایشگر سیمای زیبای دنیای ایمان

زن چه نیکو مقامی دارد که فاطمه علیهاالسلام از افق او تجلی کرد و مریم و زینب از آسمان او درخشیدند و آسیه و خدیجه از هستی او طلوع کردند. پس ای زن، گوهر وجود خود را به صدف حجاب زینت بخش که حجاب اسلامی از جلوه های زیبای بندگی است. حجاب، نمایشگر سیمای زیبای ایمان است. حجاب، هدیه والای خون های شهیدان است و شمشیری برّان بر دنیای تبهکاران. حجاب آمده است تا فرهنگ برهنگی را بزداید و گناه را بمیراند و پلیدی را بسوزاند و ایمان و اسلام و تقوا را باز گرداند. حجاب آمده است تا فرهنگ فساد را بسوزاند و فرمان خداوند را جاری سازد. حجاب آمده است تا رنگی جهانی پیدا کند و فرهنگی آسمانی بیافریند. سلام بر حجاب، کوبنده تبهکاران، و درود بر عفاف، یار و یاور پرهیزکاران

پوشش معنادار

زنِ پوشیده از بین هوای نفس و خدا، خدا را برگزیده است و از بین احکام دین و خواسته های نفس، به احکام دین رو کرده است. چنین انتخابی به روحیه، تفکر و عمل او حال و هوای دیگری می بخشد و به پوشش او معنا می دهد و آن را عملی منطقی، خداپسندانه و در مسیر حرکت های تکاملی او قرار می دهد که به زیبایی های درونی او تجلی بخشیده است. امام باقر علیه السلام از قول خداوند عزوجل فرموده است: «به عزت و جلال و بزرگی و بلندای مقامم سوگند که بنده مؤمنی مرا در امری از دنیا بر هوای خود بر نمی گزیند، مگر این که او را غنی کرده، خواهش او را در آخرتش قرار می دهم و آسمان ها و زمین را عهده دار روزی اش می کنم.

 

حجاب و مصونیت

پوشش دینی نگهبان زن از نگاه های آلوده و آسیب های احتمالی است که به زن مصونیت و آرامش می بخشد. هرچه این پوشش کامل تر شود، ایمین بخشی آن بالاتر می رود. بنابراین، امنیت و آرامش خاطر از آثار بارز حجاب اسلامی به شمار می رود.

 

حجاب و تکریم

منظره زیبای حجاب اسلامی که از عمق ایمان و پاکی زنان سرچشمه می گیرد، هر مردی را به کرنش و تحسین وا می دارد؛ چه این پوشش به انتخاب رب العالمین بوده است و پوشش های مهیج محصول انتخاب وسوسه آمیز کسی است که از درگاه خداوند رانده شد.

 

حجاب و سلامت

بدون شک حجابْ زن را از آفات و بیماری های بسیاری بیمه می کند و می تواند طراوت و جمال او را پایدار سازد. دشواری حجاب بهایی است که زن برای تأمین سلامت خود می پردازد؛ زیرا حجاب پرده ای است که از ورود تیرهای نگاه، سخنان بیهوده، و روییدن علف های هرز جامعه به درون محیط امن او جلوگیری می کند. مستر همفر انگلیسی می گوید: زنانِ دارای حجاب محکم اند که نفوذ فساد در میانشان ممکن نیست. به همین علت است که اسلام اولین شرط حضور زن در جامعه را رعایت پوشش دینی اعلام کرده است.

 

حجاب و مبارزه با تهاجم فرهنگی

غرب که خود در آتش فساد و تباهی می سوزد و در آستانه نابودی کامل است، سعی جدی در به تباهی کشاندن جوامع اسلامی دارد تا از این طریق به اهداف شوم استعماری خود دست یابد. از این رو حجابْ ستیزی از اهداف مهم تهاجم فرهنگی غرب به شمار می رود. پوشش دینی همواره آماج تیرهای زهرآگین فرهنگی دشمنان اسلام قرار گرفته است. آنان همواره در برداشتن خاکریز بزرگ حجاب جدیت کامل داشته اند؛ زیرا پوشش دینی را سدی بزرگ در برابر تهاجم فرهنگی خویش می دانند که آنها را از نیل به مطامع فرهنگی و اقتصادی شان باز می دارد. اگر قلعه مستحکمِ حجابِ زنِ مسلمان فتح شود، راه بردگی جامعه اسلامی هموار خواهد شد. این است که می بینیم زنان مسلمان هرگز خود را تسلیم اهداف شوم استعمار نمی کنند؛ بلکه به عنوان نیروهای فرهنگی همواره سدی محکم در برابر آنان پدید آورده اند؛ به گونه ای که امروزه پوشش دینی پادزهر تهاجم فرهنگی غرب تلقی می شود.

 

حجاب، غنچه درخت تسلیم

خواهرم! نیک بدان که دین گلستان ارزش هاست و حجاب غنچه نوشکفته درخت تسلیم است. در بوستان محمدی خود را به این غنچه زیبا آراسته دار، که حجاب زیور تو و تو زینت آفرینشی. خواهرم، حجاب اسلامی نماد حضور حماسی زن در جامعه است که قلب استعمارگران از هیمنه اش در بیم و هراس است؛ چرا که پوشش دینی آینه تمام نمای عصیان در برابر شیطان و تسلیم در پیشگاه خداوند است. خواهرم، فاطمه علیهاالسلام صراط مستقیم زن مسلمان است و پوشیدگی نمود بارز مکتب اوست. پس بکوش تا بر محور فاطمه بگردی که حضرتش فرمود: «بهترین چیز برای زن آن است که به مردی نگاه نکند و مردی او را نبیند».

 

لباس عشق به خدا

ای ساکن دیار حجب و حیا، چه عارفانه به میدان آمده ای! پوشش دینی تو پاکانِ روزگار را به شوق آورده است؛ چرا که این پوشش از زره جنگاوران میدان رزم بسی والاتر است که آن زرهِ میدان جهاد اصغر است و حجاب تو زرهِ آوردگاه جهاد اکبر. ای ساکن وادی عشق که خدا را معشوق خود ساخته ای، دانسته بودم که عاشقْ انتخاب هایش را به معشوق وا می گذارد و دیدم که خلعت زیبای حجابت به انتخاب معشوق تو بوده است. پس مبارک بادت حجاب اسلامی که لباس عشق به خداست.

برخی دیگر از مهمترین آثار حجاب عبارتند از:

1- بهداشت روانی اجتماع و کاهش هیجان‏ها و التهاب جنسی که سبب کاهش عطش سیری ناپذیری شهوت است.

2- تحکیم روابط خانوادگی و برقراری صمیمیت کامل زوجین.

با رواج بی حجابی و جلوه گری زن، جوانان مجرد، ازدواج را نوعی محدودیت و پایان آزادیهای جنسی خود تلقّی میکنند وافراد متأهل هر روز در مقایسه‏ای خطرناک میان آن چه دارند و ندارند، قرار میگیرند. این مقایسه‏ها، هوس را دامن زده و ریشه زندگی را میسوزاند.

3- استواری اجتماعی و استیفای نیروی کار و فعالیّت‏

دختر و پسری که در محیط کار و دانشگاه تحریک شهوانی شوند، از تمرکز و کارآیی آن‏ها کاسته می شود و حکومت شهوت بر اجتماع سبب هدر رفتن نیروی فکری و کاری است.

4- بالارفتن ارزش واقعیت زن و جبران ضعف جسمانی او

حیا، عفاف و حجاب زن میتواند در نقش عاطفی او و تأثیرگذاری بر مرد مؤثر باشد. لباس زن سبب تقویت تخیّل و عشق در مرد است و حریم نگه داشتن یکی از وسائل مرموز برای حفظ مقام و موقعیّت زن در برابر مرد است.

اسلام حجاب را برای محدودیّت و حبس زن نیاورده، بلکه برای مصونیّت او توصیه کرده است، زیرا اسلام راضی به حبس، رکود و سرکوبی استعدادهای زن نیست، بلکه با رعایت عفاف و حفظ حریم، اجازه حضور زن را در اجتماع داده امّا از سوء استفاده شهوانی و تجاری منع کرده است.

در واقع حجاب موجب محدودیت، مردان هرزه میباشد که در صدد کام جویی های آزاد و بی حد و حصر هستند و مصونیت زنان از دست این گروه از مردان منظور است.علاوه بر مطالب فوق استاد مطهری در بیان این که چرا حجاب به زنان اختصاص یافته می گوید: اما علت این که در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان یافته، این است که میل به خود نمایی و خودآرایی مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب‏ها و دل‏ها مرد شکار است و زن شکارچی، همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچی. میل زن به خود آرایی از حس شکارچی گری او ناشی میشود. در هیچ جای دنیا سابقه ندارد که مردان لباس‏های بدن نما و آرایش‏های تحریک کننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود میخواهد دلبری کند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسیر سازد. بنابراین انحراف تبرّج و برهنگی، از انحراف‏های مخصوص زنان است و دستور پوشش هم برای آنان مقرر گردیده است".[4] به عبارت دیگر جاذبه و کشش جنسی و زیبایی خاص زنانه و تحریک پذیری جنس مردانه، یکی از علت‏های این حکم است. توصیه و دستور الهی به پوشش و حجاب برای زنان، به منظور ایجاد محدودیت و محرومیت و چیزهایی از این قبیل که تنها فریب شیطانی اند نمی باشد، بلکه در واقع برای آگاهی دادن به گوهر ارزشمند در وجود زنان است که باید از آن مراقبت  شده و حفظ شود و به تاراج نرود. این کاملاً معقول است که هر چیزی ارزشمندتر باشد، مراقبت و محافظت بیشتری را می طلبد تا از دست راهزنان در امان باشد و به شکل یک ابزار برای مطامع سودپرستان در نیاید.

به یاد داشته باشیم که غریزه جنسی، نیرومند و عمیق است. هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکش‏تر میگردد، همچون آتش که هر چه به آن بیشتر هیزم بدهند، شعله ورتر می شود، و شهوت خود را به صورت یک عطش روحی و خواست اشباع نشدنی در می آورد.[5] و وضعیت جهان معاصر و کشانده شدن عده‏ای به همجنس بازی نشانه آشکاری از این حالت است. بنابراین رعایت نکردن پوشش اسلامی توسط زنان نه تنها از بین رفتن حساسیت مردان را به دنبال ندارد، بلکه موجب طغیان غریزه جنسی آنان نیز می گردد و پس از مدتی باعث دلزدگی و بی معنایی آن خواهد شد. در مورد مردان نیز این گونه نیست که بتوانند با هر نوع لباسی از خانه بیرون آیند و نوع پوشش آنها می تواند به هر صورتی باشد بلکه مردان نیز در این جهت با محدودیت های خاص خود نسبت به پوشش مواجه هستند اما محدوده پوشش آنان به جهت حضور بیشتر در اجتماع و کارهای سخت و به جهاتی که در بالا ذکر شد با زنان متفاوت است.

فصل سوم: حجاب از نگاه اسلام

1-1       شناساندن مقام واقعی زن

زنی که از مقام و ارزش های واقعی خود آگاهی یابد و فلسفه حجاب را از دیدگاه اسلامی بداند و در انتخاب حجاب، ریشه ای برخورد کند نه موروثی، دیگر حجاب را حصار و زندان تلقی نمی کند؛ بلکه آن را برای خویش وقار و متانت می یابد. وقتی آگاهی افراد جامعه نسبت به ضرورت حجاب بالا رفت، دیگر نیازی نیست که نیرویی تهدیدآمیز از بیرون، زنان را مجبور به رعایت حجاب سازد. چنین زنی حتی اگر در فاسدترین مکان ها قرار بگیرد با شهامت و آگاهی و بدون توجه به عقاید دیگران، حجاب و عفت خویش را حفظ خواهد کرد.

 

2-1 رابطه حجاب با فرهنگ دینی

بر اساس فرهنگ اسلامی، انسان موجودی است که برای رسیدن به کمال و معنویّت خلق گردیده است. اسلام با تنظیم و تعدیل غرایز به ویژه غریزه جنسی و توجه به هر یک از آن‏ها در حدّ نیاز طبیعی، سبب شکوفایی همه استعدادهای انسان شده و او را به سوی کمال سوق داده است. پوشش مناسب برای زن و مرد عامل مهمی در تعدیل و تنظیم این غریزه است.

 

3-1 ساختار فیزیولوژی انسان

نوع پوشش زن و تفاوت آن با لباس مرد رابطه‏ای مستقیم با تفاوت‏های جسمی و روحی زن و مرد دارد.در تحقیقات علمی در مورد فیزیولوژی و نیز روان‏شناسی زن و مرد ثابت شده که مردان نسبت به محرّک‏های چشمیِ شهوت‏انگیز حساس ترند و چون تأثیر حس بینایی زیادتر است و چشم از فاصله دور و میدان وسیعی قادر به دیدن است، از سوی دیگر ترشّح هورمون‏ها در مرد صورتی یکنواخت و بدون انقطاع دارد، مردان به صورتی گسترده تحت تأثیر محرّک‏های شهوانی قرار می گیرند اما زنان نسبت به حس لمس و درد حساس ترند و به محرّک‏های حسی پاسخ میدهند. حس لامسه بروز زیادی ندارد و فعالیتش محدود به تماس نزدیک است.از این گذشته چون هورمون‏های جنسی زن به صورت دوره‏ای ترشح می شوند و به طور متفاوت عمل می کنند، تأثیر محرّک‏های شهوانی بر زن صورتی بسیار محدود دارد و نسبت به مردان بسیار کمتر است.

با توجه به مطالب فوق می توان گفت: حجاب در اسلام از یک مسئله کلّی و اساسی ریشه گرفته است. اسلام میخواهد انواع التذاذهای جنسی (چه بصری و لمسی و چه نوع دیگر) به محیط خانواده و در چهارچوب شرع و قانون اختصاص یابد و اجتماع تنها برای کار و فعالیت باشد، بر خلاف سیستم غربی که حضور در جامعه را با لذت جویی جنسی به هم می آمیزد و تعدیل و تنظیم امور جنسی را به هم می ریزد. اسلام قائل به تفکیک میان این دو محیط است و برای تأمین این هدف، پوشش و حجاب را توصیه نموده است، زیرا بی بند و باری در پوشش به معنای عدم ضابطه در تحریک غریزه و عدم محدودیت در رابطه جنسی است که آثار شوم آن بر کسی پوشیده نیست.

 

4-1 حجاب برتر

چادر بارزترین نمود حجاب اسلامی در عصر حاضر است که ریشه در قرآن و سیره اهل بیت به ویژه فاطمه زهرا علیهاالسلام دارد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم چادر را به عنوان یکی از اقلام نوزده گانه ضروری جهیزیه برای دخترش زهرا قرار داد. چادر مشکی بهترین و سالم ترین پوشش زن مسلمان است که سراسر حجم بدن او را با وقاری خاص و یک نواخت می پوشاند. از همین رو چادر حجاب برتر و کامل ترین نوع پوشش زن مسلمان است. قرآن کریم می فرماید: «ای پیامبر، به زنان و دخترانت و به زنان مؤمن بگو خود را با «جلباب» بپوشانند. اکثر مفسران و لغویان جلباب را به معنای چادر و عبا معنا کرده اند. بنابراین، توصیه بزرگان دین و پیش از همه قرآن کریم بر استفاده از چادر نشان دهنده آثار و امتیازات فراوان این پوشش شکوهمند است. چادر دارای بیشترین بار فرهنگی حیا و عفاف است که بیش از هر پوششی دست رد بر سینه نامحرم می زند، و بزرگواری و تواضع زن را در برابر احکام اسلام و ارزش های اخلاقی آشکار می سازد.

 

2-  حجاب از دیدگاه قرآن

بعضی که در ظاهر  نمی توانند قرآن را منکر شوند و در عالم عوامی خود در هر مساله ای می گویند در کجای قرآن نوشته است با اینکه عمده ی احکام از روایات و گفتار پیامبر (ص) و ائمه اطهار به دست می آید ؛ از این رو لازم است که در اینجا به طور فشرده مساله حجاب را از دیدگاه قرآن بررسی کنیم .

الف ـ مهمترین آیه ی حجاب در قران آیه 30 سوره ی نور است که می خوانیم : ای پیامبر !به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را از نگاه به نامحرم فرو خوابانند و دامن عفت خود را حفظ کنند و زینت و آرایش خود را جز آنکه قهراً آشکار می شود بر بیگانه آشکار نسازند و باید به وسیله مقنعه و چارقد سینه و گردن خود را بپوشانند و زینت خود را آشکار نسازند جز برای شوهران و سایر افراد محرم خود.

همه مفسران و علما اتفاق نظر دارند که طبق این آیه  زنان باید بدن و موی خود را از نامحرم بپوشانند .

تنها بحث و گفتگو در این است که منظور از استثنا (الا ما ظهر منها ) که کشف این مقدار اجازه داده شده است .

بعضی گویند : منظور صورت و دستها تا مچ است و یا صورت تنها است .

بعضی می گویند : منظور انگشتر و النگو و خلخال و یا سورمه و انگشتر و رنگی گه به وسیله خضاب در دست مانده می باشد .

بعضی هم می گویند :منظور لباس روئین زن آنچه قهراً پیدا است می باشد : برای هریک از این اقوال بخثهای دامنه دار شده و جای آن در فقه اسلامی است . ولی آنچه در اینجا لازم به تذکر است این است که اهل حجاب و پوشش بدن و مو طبق آیه قوق مورد اتفاق همه است .

ب ـ یکی دیگر از آیاتی که در قران دلالت بر وجود حجاب و پوشش برای زن می کند آیه 58 سوره احزاب است که می خوانیم :

ای پیامبر به زنان و دختران خود و به زنان مومنان بگو که خویشتن خود را به جلباب (چادر و عبا ) بپوشاند که این کار به خاطر آنکه به عفت شناخته شوند و کلی معترض آنها نشود برای  آنان بسیار بهتر است .

علامه طبرسی در مجمع البیان ذیل ایه فوق می گویند : جلباب عبارت است که روسری که هنگام بیرون رفتن از خانه بوسیله آن سرو صورت خود را می پوشاند .

نکته ای که ذکر آن در اینجا لازم است اینکه دو مطلب از این راه می توان تایید برای لزوم پوشش وجه و کفین (صورت و دو دست تا مچ )استفاده کرد .

1ـ صورت زن کی از دلرباتین اعضا زن است و از روایات و قرائن استفاده می شود که فلسفه ی حجاب و پوشش بیشتر از اینرو است که باعث تهییج مردان و جوانان و فساد و گسترش فحشا نگردد بنابراین پوشش صورت باید بیشتر رعایت گردد.

2ـ فرضا اگر وجه و کفین (صورت و دستها تا مچ )استثنا شده باشد و پوشش آن از دیدگاه اسلام واجب نباشد ، شاید این استثنا در مواردی است که تربیت اسلامی حکومت کند .

ما در محیط هایی که تربیت اسلامی نیست و اکثر جوانان با چشمهای آلوده و تند عادت به نگاه کردن کرده و در مسیر هرزگی و سبکسری و آزار و متلک گفتن گام برمی دارند . در چنین محیط هایی عدم پوشش وجه و کفین هیچگونه صلاحیت ندارد بلکه ناروا است  بعضی متعقدند « آنکانکه که قائل به جواز نپوشیدن وجه و کفین هستند در همه جا نمی توانند این مطلب را بگویند.

 

3 - حجاب در روایات

1-   3عفاف از دیدگاه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم که از وی به عنوان مظهر عفاف یاد می کنیم، تلاش بسیاری برای حاکمیت عفاف و پاک دامنی کرد تا جامعه ای بسازد که در آن، عفاف و پاکی، ارزش، و بی عفتی، ضدارزش به شمار آید. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در جریان بیعت با زنان مکه از آنان پیمان گرفت که پاسدار پاک دامنی و عفاف باشند و فرمودند: «زنان با مردان نامحرم نباید در خلوت بنشینند». از این رو وقتی به پیامبر خبر رسید که در مدینه دو نفر با نام های «هبت» و «ماتع» ـ که از افراد هرزه هستند ـ نزد مردان نشسته، از اوصاف زنان و لباس های آنان حرف می زنند و با سخنان شهوت انگیز هوس های آلوده را تحریک، و به حریم عفاف تجاوز می کنند، آنها را احضار و به محلی به نام «العوایا» تبعید کرد؛ به گونه ای که آنها فقط روزهای جمعه برای خرید غذا و لوازم ضروری به مدینه می آمدند و سپس به تبعیدگاهشان باز می گشتند.

 

 

2-3         حیا و پاک دامنی از منظر امام علی علیه السلام

امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام حیا و عفت را از صفات و دست آوردهای ایمان می شمارد و از سجایای آزادگان و رسم های نیکان می داند. حضرت می فرمایند: «حیا و پاکدامنی، نشانه آزادگی و جوان مردی و لازمه ایمان است»[6]

 

3-3 پوشش کامل

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم علاوه بر تأکیداتی که بر رعایت حجاب داشته اند، با ارائه راه کارهایی، جامعه اسلامی را به سوی تهذیب و پاکی رهنمون شده اند؛ به عنوان نمونه، روزی اسما دختر ابوبکر ـ که خواهر زن پیامبر بود ـ با لباس نامناسبی به خانه پیامبر آمد، پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم روی خود را از او برگرداند و فرمود: ای اسما، زن وقتی به حد بلوغ رسید نباید جایی از بدن و اندامش دیده شود، مگر صورت و دست ها.

 

4-3سیره عملی زنان مسلمان در مورد حجاب

از زمان نزول آیات وجوب حجاب، زنان مسلمان در رعایت این قانون الهی نهایت تلاش خود را به کار برده اند و این شیوه نیکو هم چنان در بین زنان مسلمان استمرار دارد. دستور اسلام در بین زنان تحوّلی چشم گیر ایجاد کرد. ام سلمه، همسر پیامبر، در مورد این تحوّل ـ که با ستایش او از زنان انصار همراه است ـ چنین می گوید: مرحبا به زنان انصار! همین که آیه سوره احزاب نازل شد یک نفر از آنان دیده نشد که چون گذشته بیرون بیاید.

 

5-3 کیفیت حجاب

پوشش واقعی پوششی است که بدن انسان را از نامحرمان بپوشاند و نازک و بدن نما نباشد. علی علیه السلام فرمود: «از لباس نازک بپرهیزید؛ زیرا کسی که لباسش نازک است ایمانش هم ضعیف و کم رنگ است». ام سلمه یکی از همسران رسول خدا (ص) می گوید همراه میمونه (یکی از همسران رسول خدا ) در حضور پیامبر (ص) در حضور پیامبر بودیم در این هنگام « ابن مکتوم » که نابینا بود وارد شد پیامبر (ص) به ما فرمود : احتجبا «در پشت حجاب قرار گیرید » عرض کردیم :آیا او نابینا پشت فرمود مگر شما نابینا هستید آیا او را نمی بینید و چنانچه از قرآن آیه 204بقره استفاده می شود از بزرگترین فساد در زمین که کار منافقین و مفسران است فساد در حرث و نسل (نابودی کشاورزی و نسل پاک)است که باید شدیدا از آن جلوگیری شود . بر همگان روشن است که حجاب اسلامی نقش اساسی در حفظ نسل و تامین پاکی اساسی خلقت نسلهای آینده دارد چرا که زن مربی جامعه است و انسانها از دامن او پیدا می شوند. اگر او دامن خود را در پناه پوشش حفظ کند سعادت انسانهای آینده را پایه ریزی و بیمه نموده است .[7]

 

فصل چهارم:عوامل گسترش بدحجابی درزنان

عوامل گسترش بدحجابی درزنان

 

  1. 1.   سینما و تلوزیون در گسترش بدحجابی

یکی از عوامل مؤثر در بدحجابی دختران و زنان، طبقاتی کردن حجاب در جامعه می باشد به گونه ای که متأسفانه حجاب، نماد طبقه فقیر جامعه شده است. نمایش زنان فقیر ایرانی با چادر و چارقد، و نمایش زنان ثروتمند با وضعی متفاوت، گویی رسمی است غیر قابل تغییر که از دیر باز در سینمای ایران رایج بوده است. این نوع طرّاحی لباس به اندازه ای در سینما رواج دارد که در عالم واقع هم کسی با دیدن یک زن محجّبه، احتمال نمی دهد که او همسر یکی از تجّار ثروتمند باشد. چرا که در اکثر فیلمها، اشراف زادگان و شخصیتهای پولدار، با موهای نیمه باز، مانتو و لباسهای فاخر به تصویر کشیده می شوند.

این سنّت ماندگار در سینما باعث شده است تا دخترانی که از خانواده های کم درآمد هستند، برای پنهان کردن فقر خود، بد حجابی اشراف گونه را بر پوشش اسلامی ترجیح دهند.

آسیب دیگر این سنّت غلط، دامن خانواده های ثروتمند را هم گرفته است، زیرا محجّبه شدن آنها، در سطح جامعه به خساست تعبیر می شود.همچنین حجاب، نشانه طبقه مسنّ جامعه می باشد.

به جرأت می توان ادعا کرد که حتی در بین طراحان لباس هم جا افتاده است که وقتی می خواهند مادر بزرگی را در یک خانواده نمایش دهند، او را به صورت زنی چادری به تصویر می کشند. و یا مادرها را با حجاب و احتمالا بدون چادر و نهایتا تصویر دختر جوان خانواده را کمی امروزی تر و یا به عبارت دیگر، بد حجاب به تصویر می کشند.

البته اخیرا مادر بزرگ های جدیدی در فیلم های ایرانی پیدا شده که به اصطلاح هنوز دلشان جوان است. لباسی که در این گونه فیلمها برای آنها انتخاب می شود، در بعضی مواقع، بینندگان را هم به تعجب وا می دارد؛ چون مدل و رنگ لباس آنها مخصوص دختران جوان است، نه پیرزنهای سالمند. البته این روش هم به صورت دیگری بر روی حجاب تأثیر می گذارد و پیامدهای زیر را دارد:

  1. همه به خوبی می دانند که بانوان چقدر بر روی بالا رفتن سنّ خود حساس هستند؛ بنابر این، یکی از بهترین راههای مخفی کردن سن بالا، کنار گذاشتن چادر و پوشیدن لباسهای تجدّدگرایانه است.
  2. با این روش، تمایل دختران جوان به پوشیدن چادر کم خواهد شد. به طوری که از جمله عبارتهای رایج که در کوچه و بازار به دختران چادری گفته می شود، خطاب کردن آنها با عنوان «مادر بزرگ» است.
  3. این نوع از طراحی لباس، بد حجابی را برای دختران جوان موجّه جلوه می دهد. برخی برای توجیه این امر جملاتی از این قبیل را به کار می برند: «هنوز این حرفها برای او زود است، بگذار جوانی اش را با خوشی بگذراند».
  4. طبیعی است که به تبع چادر، مسائل عبادی، ذکر و تسبیح هم مخصوص مادر بزرگها خواهد شد.

 

  1. 2.   فرنگ رفته ها (اعم از بازیگران و اشخاص شناخته شده در جامعه)

یکی دیگر از عواملی که به بدحجابی می انجامد، فرنگ رفته های بد حجاب هستند، فرنگ رفته ها طبقه دیگری هستند که معمولاً به صورت افراد بد حجاب به تصویر کشیده می شوند. یکی از آفاتی که دامن فرهنگ ایرانی ما را گرفته است، فرنگ رفته هایی هستند که بعد از مدّتی اقامت در خارج از ایران، تغییر عمده ای در پوشش و گفتار آنها پدید می آید.

در گذشته، به علت عقب نگه داشته شدن مردم کشورمان توسط پادشاهان ـ به خصوص پادشاهان سلسله قاجاریه ـ رفتن به فرنگ و آگاهی یافتن از پیشرفتهای آن جا، نوعی افتخار به حساب می آمد؛ و متأسفانه امروز با وجود تمام پیشرفتهایی که در کشور عزیزمان به وجود آمده، به علت باقی ماندن ذهنیت سابق در بین مردم، هنوز هم افراد فرنگ رفته، این سفر را برای خود افتخار می دانند.

از آنجا که پوشش خاص برای افراد از فرنگ برگشته، به مرور زمان تبدیل به یک نوع نماد شده است، افرادی که حس فخر فروشی در آنها قوی است، بعد از بازگشت از فرنگ، با کنار گذاشتن حجاب، سعی در نوعی خود نمایی دارند. گویی اگر این کار را نکنند، تمام هزینه های آنها بر باد می رود و هیچ کس باور نمی کند که مدتی در خارج از مرزها بوده اند.

بیش ترین تأثیر این عملکرد، بر روی افراد غرب زده ظاهر می شود. این گونه افراد، حتی آنها که یک بار هم پای خود را از ایران بیرون نگذاشته اند، سعی می کنند نقش افراد فرنگ رفته را بازی کنند؛ بنابر این، از بین حجاب و بد حجابی، بدحجابی را بر می گزینند.

 

  1. 3.   دانشجویان و تحصیل کرده های بد حجاب

دختران بد حجاب دانشجوی، طبقه بندی دیگری در امر حجاب پدید آورده است.

عده ای از دختران دانشجو، با وجود اینکه قبل از ورود به دانشگاه از نظر ظاهری با حجاب بوده اند؛ ولی بعد از گذشت مدتی رو به بدحجابی می آورند. گویی اگر ظاهرشان همانند تیپ قبلی آن ها باشد، کسی متوجه نخواهد شد که آنها بعد از کلّی زحمت توانسته اند وارد دانشگاه شوند.

آسیب دیگر این صحنه ها این است که حتی دختران غیر دانشجو هم این ظاهر را برای کسب شخصیت در جامعه برای خود انتخاب می کنند.

با ترویج بیش تر این نظام طبقاتی، به مرور زمان، قیافه غالب تحصیل کرده ها و فرهیختگان جامعه به صورتی که در بالا ذکر شد تغییر خواهد کرد. با این توصیفات، از این پس در چنین جامعه ای، محجّبه بودن نشانه انسان های عقب مانده و بی سواد خواهد بود و دیگر کسی با دیدن یک بانوی محجّبه، احتمال نخواهد داد که شاید او یک دکتر و یا استاد دانشگاه باشد.

 

  1. 4.   منحصر کردن حجاب به مجالس ختم و دعا

متاسفانه یکی  از رسم های غلط در مورد حجاب، این است که در بسیاری از اوقات حجاب به مجالس ختم منحصر شده است.

این کار کم کم باعث می شود تا در ذهن ها این گونه جا بیفتد که حجاب مخصوص عزاداریها است. به عبارت دیگر، موها را باید به احترام مرده پوشاند نه به احترام خدا! [8]

 

5 . بی حجابی، عامل طلاق و جدایی

آمارهای قطعی و مستند نشان می دهد که با افزایش بی حجابی در جهان، طلاق و ازهم گسیختگی خانواده در دنیا مدام رو به افزایش است؛ چرا که به قول باباطاهر «هر آنچه دیده بیند، دل کند یاد» و هر آنچه دل از آن یاد کند به هر قیمتی که باشد در پی آن خواهد رفت. ولی در محیطی که فرهنگ حجاب و عفاف، مطرح است، همسران، متعلق به یکدیگرند و احساسات و عواطفشان مخصوص یکدیگر است و پیوندهای قلبی عمیق و مستحکم در خانواده حاکم است.

فصل پنجم:شبهات حجاب

شبهاتي فراوانی راجع به حجاب از سوی بسیاری دانش آموزان مطرح شده است که در ادامه به برخی از مهمترین آن ها پرداخته خواهد شد:

 

شبهه1: حجاب جنبه اسطوره اي دارد تا اين که براي حفظ عفت باشد؟ 

پاسخ: عامل اصلي گرايش انسان ها ، مخصوصا زنان به حجاب و پوشش ، تأمين يک نياز فطري و دروني به نام حيا و شرم است. شرم ، يکي از صفات مخصوص انسان است. و انسان تنها حيواني است که اصرار دارد دست کم، بعضي از اندامهاي خود را بپوشاند . پروفسور اسوالد شوارتز ، طبيب و روان شناس اتريشي در کتاب روان شناسي جنس درباره احساس شرم _ در انسانها مي نويسند؛ علاوه بر مردم شناسي ، تجزيه و تحليل روان شناسي نيز ثابت مي کند که احساس شرم ، يکي از صفات عمده نوع بشر است. هيچ قبيله اوليه اي ، هر قدر هم بدوي بوده باشد، شناخته نشده است که از خود شرم بروز ندهد و بچه اي کوچک نيز شرم دارند. در طي دوران رشد بشر و همچنين در خلال رشد افراد، بر وسعت موضوعاتي که موردحمايت شرم قرار مي گيرند افزوده مي شود. حمايت ، وظيفه مخصوصي است به عهده شرم گذارده شده است. کاملا معلوم است که شرم، قبل از همه چيز از اعضاي تناسلي و وظايف آنها حمايت مي کند. .. ادعاي پيشرفت و مدرنيزم خرقه اي بر تن بي خبري از ارزشهاي اساسي است. و شرم، نخستين قرباني اين گمراهي اخلاقي است، مثلا نهضت اعتقادبه لختي ، نمونه وحشتناکي از اين ادعاست»  علاوه بر مطالعات مردم شناسي و روان شناسي جنسي، از مطالعات تاريخي نيز استفاده مي شود که انسان در هيچ مقطعي بدون پوشش زندگي نکرده است . 

و اين مطلب حاکي از وجود شرم و حياي ذاتي انسان است. از آيات مربوط به خلقت حضرت آدم و حوا نيز فطري بودن پوشش و حجاب استفاده مي شود. حتي زماني که اين دو انسان نخستين در بهشت بودند پوشش داشته اند لذا قرآن در مورد آنان مي فرمايد وقتي آن دو در برابر وسوسه هاي شيطان تسليم شدند و ازدرخت ممنوعه خوردند، لباس هاي آنان فرو ريخت و آن دو اقدام به پوشاندن بدن خود با برگ درختان کردند: « فلما ذاقا اشجره بدت لهما سوآتهما و طفقا يخصفان عليهما من ورق الجنه» . از اين آيه فهميده مي شود که انسان قبل از ارتکاب خطا در بهشت داراي پوشش بوده است و نيز اين معنا فهميده مي شود که دليل برخورداري آدم و حوا ازحيا و شرم فطري ، پس از برهنه شدن، فورا بدن خود را با برگ درختان پوشاندند.

البته، علاوه بر عامل فطري که در پيدايش اصل پوشش دخالت اساسي داشته است عوامل ديگري مانند محفوظ ماندن بدن از سرما و گرما، گرايش به تجمل و زيبايي شرايط محيطي، جغرافيايي، قومي و ... در پيدايش تعدد و تنوع و مدل هاي مختلف پوشش مؤثر بوده اند.

حجاب يکي از احکام مسلم همه اديان الهي است، زيرا حجاب و پوشاندن بدن و نيز بهره مندي از شرم و حيا، امري فطري است و اديان الهي نيز منطبق با فطرت اصيل انسان ها است از اين  رو در تمام اديان الهي مسأله حجاب امري ضروري بوده است. (اگر چه با تحريف برخي از اديان الهي بسياري از احکام الهي و امور فطري ناديده گرفته شده اند) در اسلام نيز اصل حجاب از ضروريات مي باشد و آيات و روايات فراواني بر آن دلالت دارد و حکم اين مسأله به قدري در اين دين الهي روشن است که حتي شايد نيازي به بحث هم نداشته باشد.

و با مراجعه مختصر و گذرا به قرآن، روايات و متون ديني مي توان به وضوح آن پي برد.

در طول تاريخ مبارزات زيادي با حجاب شده است و اوج اين مبارزات در ايران، مسأله کشف حجاب ازسوي رضاخان بوده است. که براي مقابله با آن علما و روحانيت به شدت موضع گرفتند و حتي زنان آگاه و متدين ايران نيز درمقابل کشف حجاب رضاخان ، قيام کردند. امام خميني (ره) در اين باره مي فرمايند: زن هاي ايراني هم قيام کردند بر ضدش و تو دهني به او زدند که ما نمي خواهيم اين طور چيزي (کشف حجاب ) را ». 

وامروزه نيز شاهد جنگ روسري ها در کشورهاي به اصطلاح متمدني که ادعاي دمکراسي دارند، هستيم. آنچه که غربي ها را از حجاب مي ترساند اين است که زنان به هويت انساني خويش بازگردند و خود را از اسارت بهره کشي مردان، برهانند. اما همان گونه که شاهديم ، امروزه موج داشتن حجاب تهديدي جدي براي کشورهاي غربي است زيرا براي آگاهي زنان و حجاب رابطه اي ناگسستني وجود دارد.

دکتر علي شريعتي دراين باره مي گويد: «حجاب مال نسل آگاهي است که به پوشش اسلامي بر مي گردد، اين نسلي است که با اين پوشش اسلامي مي خواهد به استعمار غربي و به فرهنگ اروپايي بگويد: پنجاه سال کلک زدي ، کار کردي، نقشه کشيدي که مرا فرنگي مآب کني ، من با اين لباس به تو مي گويم نه، و به تمام پنجاه سال کارت، فاتحه مي خوانم»  بنابراين حجاب جنبه اسطوره اي ندارد بلکه امري فطري و ديني است . و مهم آن است که فطرت بشر بيدار شود و اين کار هم با آگاهي بخشي انجام خواهد گرفت.[9]

 

شبهه 2- حجاب امري عرفي و تفسير پذير است نه امری فطری و دینی؟

اين سخن به نظر درست نمي آيد زيرا ممکن است (و حتي طبيعي است) که شرايط محيطي ، جغرافيايي، قومي و گرايش به زيبايي و .... موجب تعدد و تنوع مدل هاي مختلف پوشش شود اما آن چه که مهم است اين است که حفظ حجاب و پوشاندن بدن امري فطري و ديني است. بنابراين نمي توان گفت که درمنطقه اي حجاب کامل را لازم و ضروري مي دانند و در منطقه اي ديگر بي حجابي امري ضروري است زيرا عرف در اين دو منطقه متفاوت است. زيرا وقتي مسأله اي فطري شد، فطريات از اموري نيستند که با عرف تغيير نمايند و نيز امور فطري در همگان وجود دارد و امري نسبي نيست که در بعضي باشد و در بعضي ديگر نباشد و يا اينکه شدت و ضعف داشته باشد. بنابراين اصل بر پوشاندن بدن در مقابل ديگران است . اما اين که حدود آن چقدر است را دين تعيين کرده است پيامبر صلی الله علیه و آله مي فرمايد:

« يا ايها الناس اتخذوا السراويلات فانها من استريثابکم حصنوا بها نسائکم اذا خرجن.»[10]

يعني اي مردم از شلوار هاي (که در قديم بسيار گشاد بوده اند) براي پوشش استفاده کنيد. زيرا از پوشاننده ترين لباس ها هستند و زنان خود را هنگامي که از منزل خارج مي شوند از طريق استفاده از شلوار حفظ کنيد.

از اين روايت استفاده مي شود که زنان درخارج از منزل بايد پوشش کامل داشته باشند (اما در درون خانه و نزد همسر، داشتن حجاب کامل نه تنها مطلوب نيست بلکه ناپسند نيز مي باشد.)

امير المومنين علیه السلام  نيز حجاب و پوشش کامل زنان را باعت حفظ عفت و پاکي آنان قلمداد نموده است. «ان شده الحجاب ابقي عليهن»[11]

همچنين قرآن در آيات متعددي به حدود و چارچوب حجاب پرداخته است از جمله در آيه 31 سوره نور تعبير خمر که جمع خمار است را آورده و خمار به معناي مقنعه مي باشد و نيز در آيه 59 سوره احزاب تعبير جلابيت را آورده که جمع جلبات است و جلباب به معناي چادر است. بنابراين آنچه ذکر شد، شواهد، و قراين مستحکم و روشني است که مطلوبيت حجاب و پوشش اکثر و بيشتر را براي بانوان و دختران جوان اثبات مي نمايد. پس حجاب امري عرفي نيست تا بتوان ادعا کرد که هر عرفي تفسيري متفاوت از عرف ديگر دارد. بلکه حجاب امري فطري است و دين، حدود و چارچوب آن را مشخص کرده است.

 

شبهه3- حکومت حق ندارد در مساله اي (مانند حجاب) که مربوط به امور شخصي مي شود دخالت كند.

 آثار و فوايد حجاب در ابعاد مختلف:      

الف) در بعد فردي: غريزه جنسي، غريزه اي نيرومند، عميق و دريا صفت است که هر چه بيشتراطاعت شود بيشتر سرکش مي شود همچون آتشي که هر چه هيزم آن زيادتر شود، شعله ور تر مي گردد. بهترين شاهد بر اين مطلب اين است که جهان غرب که با اوج بي حيايي و برهنگي ، اطاعت از غريزه جنسي بيشتر شده است، هجوم مردم به مسأله سکس نيز زيادتر شده و تيراژ مجلات و کتب سکسي بالاتر رفته است. اين مطلب پاسخ روشن و قاطع به افرادي است که قائلند همه گرفتاري هايي که در کشورهاي اسلامي و شرقي بر سرغريزه جنسي وجود دارد ناشي از محدوديتهاست. بنابراين فايده حجاب، در بعد فردي ، ايجاد آرامش رواني بين افراد جامعه است که يکي از عوامل آن عدم تهييج و تحريک جنسي است.

ب) در بعد خانوادگي: يکي ديگر از فوايد حجاب در بعد خانوادگي ، اختصاص يافتن التذاذهاي جنسي،به ميحط خانواده و در کادر ازدواج مشروع است. اختصاص مذکور، موجب پيوند و اتصال قوي تر زن و شوهر و در نتيجه استحکام بيشتر کانون خانواده مي گردد. و بر عکس فقدان حجاب باعث انهدام نهاد خانواده است.

ج) در بعد اجتماعي: يکي ديگر از فوايد حجاب در بعد اجتماعي است يعني حفظ و استيفاي نيروي کار در سطح جامعه است. در مقابل ، بي حجگابي و بدحجابي باعث کشاندن لذتهاي جنسي از محيط خانواده به اجتماع و در نتيجه، تضعيف نيروي کار افراد است. بدون ترديد، مردي که در خيابان ، بازار، اداره ، کارخانه و ... همواره با قيافه هاي محرک و مهيج زنان بدحجاب و آرايش کرده مواجه باشد، تمرکز نيروي کار او کاهش مي يابد.

اسلام مي خواهد با رعايت حجاب و پوشش، محيط اجتماعي از اين گونه لذتهاي نامشروع پاک شده و لذتهاي جنسي فقطدر محيط خانواده و با ازدواج مشروع انجام شود.

بنابراين اسلام ضمن اينک حضور زن را دراجتماع جايز مي داند اما براي آن حد و مرزي قائل شده و هرگز رضايت نمي دهد که حضور زن در اجتماع به قيمت از دست دادن شخصيت و شرف زن و نيز از هم پاشيدن خانواده گردد.

اميدواريم زنان جامعه ما با آگاهي کامل از حجاب و نقش سازنده آن در ابعاد مختلف حضوري سالم و بدون دغدغه در صحنه هاي گوناگون اجتماعي داشته باشند.

 

شبهه 4- حجاب مانع پیشرفت زن است.

اسلام با اصل حضور زن در تمامی عرصه های مختلف اجتماعی،سیاسی،فرهنگی و پیشرفت در این عرصه ها هیچ مخالفتی ندارد و اکثرمشاغل اجتماعی زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را زنان هم عهده دار بوده اند، از فروشندگی و کار در مزرعه،تا پرستاری و معالجه و درمان بیماران و هیچ کدام مورد نهی پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم قرار نگرفته اند بلکه حتی در بعضی اوقات حضور زن در این عرصه ها دینی نیزهست.

امام خمینی(ره)میفرمایند:

"اسلام با آزادی زن نه تنها موافق است بلکه خودپایه گذارآزادی زن در تمام ابعاد وجودی زن است. این تبلبغات که اگر اسلام پیدا شود.مثلا زنهادیگر بروند توی خانه ها بنشینند و قفلی هم درش بزنند که بیرون نیاید،چه حرف غلطی است که به اسلام نسبت می دهند،صدراسلام زن ها توی لشگرهم بودند، توی میدان های جنگ هم میرفتند."

- اگر قرار بود در اسلام زن در اجتماع حضور نداشته باشد و فقط در خانه در کنار محارم خود باشد،اصلا حجاب معنا پیدا نمی کرد.

امروزه هیچ شغلی و تحصیلی(درشان زن)وجود ندارد که حداقل چند مورد از زنان معتقد و مقید به حجاب اسلامی در آن حضور نداشته باشند(به آمارهایی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در مورد موفقیت و پیشرفت زنان محجبه مسلمان ایرانی انجام شده توجه کنید)

- بنای اسلام در روابط اجتماعی به حداقل رساندن استهلاک قواست یعنی انسان انرژی خودرا صرف فعالیتی نکند که به قصد آن وارد اجتماع نشده و بتواند راحت ترین و سریع ترین راه را برای انجام اهدافش بپیماید. زن همان حقوقی را دارد که مرد دارد، حق تحصیل،حق کار،حق مالکیت،حق رای دادن،حق رای گرفتن؛ در تمام جهاتی که مرد حق دارد زن نیز حق دارد،لیکن هم مرد در مواردی هست که چیزهایی به دلیل پیدایش مفاسد براو حرام است و هم در زن مواردی هست که بدلیل آنکه مفسده می آفریند حرام است.

- وجود حجاب مرزبندی ایجاد می کند تا در ورای مرزها هر کدام از دو جنس بتوانند کار خود را انجام دهند علم ثابت کرده و تجربه نشان داده است که اگر این مرز وجود نداشته باشد عملا به دلیل جاذبه ای که بین دو جنس برقرار است جلوی فعالیت های مفید آنها گرفته می شود به همین دلیل است که الان در برخی کشورهای اروپایی طرح جدایی دانشجویان و دانش آموزان دختر و پسر در کلاس اجرا می شود و در ژاپن واگن هایی جداگانه برای خانم ها و آقایان در قطارها به منظور افزایش راندمان کار،برنامه ریزی شده و نیز بیمارستانی مخصوص خانم ها در ژاپن وجود دارد که تمام پرسنل آنها نیز خانم هستند و به قدری مورد استقبال قرار گرفته است که خانمها از یک ماه قبل برای استفاده از این بیمارستان نوبت می گیرند.

 

شبهه5. آیا حجاب سبب انزوای این گروه بزرگ و سبب عقب افتادگی این گروه فعّال و در نهایت، تبدیل آنان به نیرویی سربار و مصرف کننده در جامعه نمی شود؟

در پاسخ به این پرسش، باید گفت: حجاب و پوشش هیچ گاه زن را در جامعه منزوی نمی سازد؛ زیرا حضور امروزین او در جایگاه های گوناگون، نادرستی این سخن را به اثبات می رساند.

 

شبهه6- حجاب دست و پاگیر است و زن را از فعالیت سازنده بازمی دارد.

اولاً،هدف از تشريع حکم الهي وجوب حجاب، دستيابي به تزکيه نفس، طهارت، عفت و پاکدامني است .

 ثانیا، این پرسش زمانی درست است که منظور از «حجاب» چادر باشد، ولی اگر حجاب به معنای پوشش باشد، که چادر هم نوعی پوشش است، چنین اشکالی پیش نمی آید؛ زیرا اگر به مناطق گوناگون کشورمان بنگریم، غالب زنان روستایی در شالیزارها و دیگر عرصه های کشاورزی، فعالیت های خود را با حفظ حجاب، انجام می دهند و جالب آنکه حتی این کار را در بسیاری اوقات، بهتر و برتر از مردان به انجام می رسانند.

ثالثاً، اگر بپذیریم منظور از حجاب «چادر» است و یا اصلاً حجاب زحمت دارد، چون این اصل برای سلامت و رشد جامعه مفید است، باید آن را تحمّل کرد؛ زیرا مگر دانش اندوزی زحمت ندارد؟ مگر راست گویی و دیگر ارزش های اخلاقی برخی از آزادی ها را سلب نمی کنند؟

 

 

شبهه7.حجاب طبع حریص مردان را بیشتر تحریک می کند و حرص آنان را شعله ورتر می سازد. آیا این شیوه کارآمد است؟

انسان به چیزی حرص می ورزد که هم از آن منع و هم به سوی آن تحریک شود، اما حجاب و پوشش زن در جامعه چنین نیست، بلکه حجاب از نگاه اسلام، تنها به منزله پوششی است که زن را در برابر تیرهای سهمگین نگاه مرد، که زهر گناه را با خود به همراه دارند، حفظ می کند و به او مصونیت می بخشد.

 

شبهه8. دلیل معقول و منطقی برای حجاب زنان چیست؟

شهید مطهّری رحمه الله می فرماید: «به عقیده ما، ریشه پدید آمدن حریم و حایل میان زن و مرد را در میل به ریاضت، یا میل مرد به استثمار زن یا حسادت مرد، یا عدم امنیت اجتماعی برای زن یا عادت زنانگی نباید جست و لااقل، کمتر در اینجا جست وجو کرد. به طور کلی، بحثی است درباره ریشه اخلاق جنسی زن از قبیل حیا و عفاف و از آن جمله است: تمایل به ستر و پوشش خود از مرد. در اینجا، نظریاتی ابراز شده است با دقیق ترین آن ها این است که حیا و عفاف و ستر و پوشش تدبیری است که خود زن با یک الهام برای گران بها کردن خود و حفظ موقعیت خود در برابر مرد به کار برده است. زن با هوش فطری و با یک حسّ مخصوص به خود دریافته است که از نظر جسمی، نمی تواند با مرد برابری کند و اگر بخواهد در میدان زندگی با مرد پنجه نرم کند، از عهده زور بازوی مرد برنمی آید و از طرف دیگر، نقطه ضف مرد را در همان نیازی یافته است که خلقت در وجود مرد نهاده است که او را مظهر عشق و طلب و زن را مظهر معشوقیّت و مطلوبیّت قرار داده است ... وقتی که زن مقام و موقع خود را در برابر مرد یافت و نقطه ضعف خود دانست، همان طور که متوسّل به زیور و خودآرایی و تجمّل شد که از آن راه قلب مرد را تصاحب کند، توسّل به دور نگه داشتن خود از دسترس مرد نیز جست و دانست که نباید خود را رایگان در اختیار گذارد، بلکه بایست آتش عشق و طلب او را تیزتر کند.»

 

شبهه9.آیا حجاب اختصاصی به دین اسلام دارد یا در ملل و اقوام گذشته هم وجود داشته است؟

قرآن راجع به آدم و حوا می فرماید: وقتی شیطان آن دو را فریفت و آن دو از درخت ممنوعه خوردند و عورت های آن ها آشکار شد، آن ها با برگ های درختان عورت های خود را پوشانیدند.  پس مسئله پوشش از اول آفرینش مطرح بوده؛ زیرا کتیبه ها، سکّه ها، تندیس ها، نقاشی ها، فرش ها، ظروف نقره ای و نقش های برجسته تاریخی حاکی از آن هستند که انسان ها از روزی که پا بر این کره خاکی نهاده اند، پوشش را مراعات می کرده اند. از کتاب مقدّس برمی آید که در عهد حضرت سلیمان علیه السلام زنان علاوه بر پوشش بدن، روبند بر صورت می انداختند. و باز از قرآن استفاده می شود که در عهد حضرت سلیمان علیه السلام حتی ملکه سبا، که خورشیدپرست بود، پوشش کامل داشت؛ زیرا از آیات مربوط به داستان ملکه سبا چنین به دست می آید که وقتی او وارد قصر حضرت سلیمان علیه السلام شد و خواست به نزدیک تخت او برود، چون حضرت سلیمان علیه السلام دستور داده بود کاخ را از سنگی آبگینه فرش نمایند، بلقیس دامنش را بالا کشید تا هنگام رد شدن خیس نشود. در زمان حضرت ابراهیم علیه السلام نیز حجاب رایج بود؛ نامزد اسحاق وقتی او را دید، برقع بر صورت انداخت. زنان ایرانی در دوره های گوناگون، از مادها، هخامنشیان، اشکانیان و سامانیان دارای پوشش بودند.

طبق قراین و شواهد موجود در ایران باستان و در میان یهود و احتمالاً در هند، حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده، به مراتب سخت تر بوده است.

ویل دورانت درباره قوم یهود می نویسد: «اگر زنی به نقض قانون یهود می پرداخت؛ چنان که مثلاً بی آنکه چیزی بر سر داشت به میان مردم می رفت و یا در شارع عام نخ می رشت یا میان مردم می رفت و با هر سنخی از مردم درد دل می کرد یا صدایش آن قدر بلند بود که چون در خانه اش تکلّم می نمود همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت، مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد.»

در زمان زرتشت، زنان منزلتی عالی داشتند و با کمال آزادی و با روی گشاده در میان مردم و جامعه رفت و آمد می کردند. اما پس از داریوش، مقام زن، بخصوص در طبقه ثروتمند، تنزّل پیدا کرد. زنان فقیر، چون برای کار کردن ناچار از آمد و شد در میان مردم بودند، آزادی خود را حفظ کردند، ولی در مورد زنان دیگر، گوشه نشینی زمان حیض، که برایشان واجب بود، به تدریج امتداد پیدا کرد و سراسر زندگی اجتماعی آن ها را فراگرفت. زنان طبقه بالای اجتماع جرئت آن را نداشتند که جز در تخت روان روپوشدار، از خانه بیرون بیایند و حق نداشتند حتی پدران و برادران خود را ببینند؛ زیرا پدران و برادران نسبت به زن شوهردار نامحرم شمرده می شدند. به همین دلیل، در نقش هایی که از ایران باستان بر جای مانده، هیچ صورت و شمایل زنی دیده نمی شود.[12]

 

شبهه10-  چه عاملی باعث می شود که بانوان مسلمان در کشورهای مختلف چادر مشکی را به عنوان پوشش مناسب در برابر مردان انتخاب کنند در حالیکه دستشان برای انتخاب رنگ های دیگر هم باز بوده است؟

شاید زن مسلمان به طور فطری و با تجربه خود به آثار و خواص پوشش مشکی توجه کرده و آن را مناسب حال خود یافته است، مثلا مشکی آرام بخش و موجب انصراف نگاه های نامحرم از آنها می شود و نیز مشکی در جامعه امروز از وقار و متانت و جایگاه بهتری نسبت به رنگ های دیگر برخوردار است.

در روان‌شناسی رنگ‌ها آمده است که سیاه به معنای «نه» بوده و نقطه‌ی مقابل «بله» یعنی رنگ سفید است؛ بنابراین، وقتی بانوان در مقابل نامحرم از حجاب مشکی استفاده می‌کنند، در واقع می‌خواهند به او «نه» بگویند؛ و در مقابل، آنهایی که لباس سفید می‌پوشند، در واقع راه نگاه‌ها را به سوی خود باز می‌گذارند و آنهایی که لباس‌های رنگارنگ و جذاب می‌پوشند خواسته یا ناخواسته خود را در معرض نگاه‌های هرزه و آلوده قرار می‌دهند. از نظر روانی نیز وقتی انسان پارچه‌ی مشکی را می‌بیند، دیگر چندان رغبتی برای نگاه کردن ندارد و خودبه‌خود نظر را برمی‌گرداند؛ و در مقابل، نگاه به رنگ‌های روشن چشم را باز می‌کند و برای دیدن و استمرار آن رغبت ایجاد می‌کند؛ و استفاده‌ی بانوان از لباس‌های رنگارنگ نیز باعث جلب توجّه مردان نامحرم می‌گردد.  امام صادق علیه السلام « جایز نیست زن هنگامی که از منزل خارج می شود لباس هایش براق و جذاب باشد.»[13]

 

شبهه11.در مورد حجاب در قرآن راجع به موى سر اشاره اى نشده چه توجيهى وجود دارد؟

براى دريافت احكام الهى، رجوع به قرآن كفايت نمى‏كند. اين منطق غير قابل پذيرش و محكوم است زيرا:

اولاً در قرآن جزئيات و تفصيل بديهى‏ترين احكام دينى (مانند نماز و روزه) نيامده است. اين كه نماز چند ركعت است، چگونه بايد خواند و ساير شرايط آن در كجاى قرآن بيان شده است؟

ثانياً خداوند خواسته كه علاوه بر قرآن، به مفسران آن يعنى اهل بيت پيامبر (ص) براى دريافت و فهم اين مسائل نيز، رجوع شود.

ثالثاً به اتفاق شيعه و سنى، پيامبر اكرم (ص)، در حديث متواتر «ثقلين» شرط نجات از انحرافات را تمسّك به قرآن و عترت دانسته است. از اين رو بايد علاوه بر قرآن، به روايات نقل شده در اين موضوع نيز رجوع گردد.

علاوه بر آن كه آيات در مورد حجاب، منحصر به آنچه كه شما ذكر كرديد نيست، بلكه در آيات ديگر، به ابعاد مختلف آن نيز اشاره شده است.

1. خداوند متعال فرمايد: «اى پيامبر به زنان با ايمان بگو. روسرى‏هاى خود را بر سينه خود افكنند [تا گردن و سينه با آن پوشانده شود] ( وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُيُوبِهِنَ‏) . «خُمُر» جمع خِمار است و خِمار به معناى وسيله و پوششى است كه با آن سر خود را مى‏پوشانند. يعنى، همان روسرى و مقنعه. آيا با روسرى، بينى و يا گردن و سينه خود را مى‏پوشانند و يا موى خود را؟ بلكه همان طور كه مفسران سنى و شيعه بيان كرده‏اند و شأن نزول آيات، آن را تاييد مى‏كند، زنان عرب قبل از نزول آيه، اطراف روسرى خود را به شانه‏ها يا پشت سر مى‏افكندند، به طورى كه گردن و كمى از سينه آنان نمايان مى‏شد. از اين رو قرآن دستور مى‏دهد كه به گونه‏اى روسرى را بر سر خود بيندازيد كه كاملاً بدن شما پوشيده باشد (تعبير «ضَرْب» با «عَلى‏» به معناى القا و افكندن با شدّت است و اين تعبير تأكيد بر پوشش كامل است). يكى از محققان گويد: در اين آيه سخن از پوشش سر نكرده است، اما اين امرى طبيعى است چرا كه اين مسأله مسلّم و مفروغ عنه بود و كسى در آن ترديدى نداشت. زنان عرب قبل از اين آيات نيز سر خود را مى‏پوشاندند و اصلاً معناى روسرى و خِمار اين است و لذا نيازى به بيان و توضيح نداشت. 

2. در روايتى كه از امامان معصوم علیهما السلام  در تفسير اين آيه وارد شده است و نيز طبق بيان مفسران صدر اسلام (مانند ابن عباس و.) مقصود اين است كه زنان بايد موهاى خود را بپوشانند. علاوه بر آن كه روسرى‏ها را به گونه‏اى بپوشانند كه به پشت سر خود نيز نيفكنند تا گردن و سينه‏هايشان پيدا باشد و تنها مواضعى از بدن زن- كه ديدن غير گناه آلود آن براى بيگانگان (نامَحرم) جايز است- پوشيده نباشد. براى مرد نگاه به صورت و دست‏هاى زنان تا مچ اشكال ندارد، البته به شرط اين كه به قصد تلذّذ نگاه نكند و ريبه (خوف از اين كه به خاطر نگاه شهوانى و تحريك‏آميز باشد و او را به فتنه اندازد) نباشد، و گرنه هم بر مرد حرام است به اين مواضع نگاه كند و هم بر زن واجب است آنها را بپوشاند.

3. در آيه 60 سوره نور فقط به زنان سالمند- كه از جهت مسائل نكاح و مسائل شهوانى از كار افتاده‏اند- اجازه داده شده كه لباس‏هاى رويين خود را بر زمين گذارند. البته به شرط اين كه در برابر مردم خودآرايى نكنند، در عين حال هم از نظر مفسران و هم بر اساس روايات وارده از ائمه معصومين (ع)، مقصود جواز كشف حجاب فقط در خصوص روسرى و چادر است. پس مورد استثنا نيز بيانگر اين است كه در حكم اصلى، پوشش سر و گردن و سينه مورد نظر بوده است.

4. در مورد جلباب نيز، يك پوشش شبيه چادر (بلندتر، بزرگ‏تر و كامل‏تر از روسرى و خمار)، مورد نظر است. چنانكه با مراجعه به كتاب‏هاى تفسير و لغت آشكار مى‏شود.

 

فصل ششم:راهکارهای عملی گسترش حجاب

راهکارهای عملی گسترش حجاب

 

رعایت قوانین اسلامی از جمله حجاب از مسایل مهم یک جامعه اسلامی است. امروزه جامعه ما شاهد رواج بدحجابی و از هم گسیختگی این اصل دینی شده است. مستکبرین جهانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی با انواع حیله ها و توطئه های سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی سعی در براندازی آن کرده اند. با مایوس شدن از ضربه زدن سریع به انقلاب به فکر براندازی آن در بلندمدت افتادند. در این برنامه به طور گسترده از موضع فرهنگ وارد شدند و با اشاعه و گسترش فساد، بدحجابی، بی بند و باری و مصرف گرایی، سعی در نابودی نیروهای جوان جامعه و در ادامه نابودی جامعه و انقلاب نموده اند.

بنابراین، برای مبارزه با این شبیخون فرهنگی باید کارهای اساسی انجام گیرد و فرهنگ سازی مستمر و موثر در جامعه صورت گیرد. راه حل صحیح مقابله با بدحجابی، شناخت اصول و مبانی آن و ترویج باورهای صحیح در جامعه می باشد. از جمله مراکز مهمی که در اشاعه حجاب در جامعه نقش اساسی برعهده دارند رسانه و مراکز آموزشی می باشد. این دو رسانه با داشتن مخاطبین زیاد و جوان و تاثیرگذار بر جامعه می توانند در نهادینه کردن حجاب موثر باشند.

مراکز آموزشی از مراکزی است که نقش تعیین کننده در شخصیت و فرهنگ فرد و جامعه دارد. این مراکز نیز همچون رسانه باید در ترویج حجاب گام بلندی بردارند و در این مبارزه فرهنگی از توان و ظرفیت خویش خوب استفاده نمایند.

در جامعه ما فرد از ۶سالگی وارد مرکز آموزشی شده و به طور متوسط ۱۵الی ۲۰سال از عمر خویش را در آن جا سپری می کنند. بنابراین، تأثیرپذیری افراد از این مراکز بالاست بخصوص که فرد بهترین دوران زندگی خویش را در آن جا می گذراند- دوران تشکیل هویت فرد و شناخت مبانی فکری جامعه و خویش- در نتیجه باید در این مرحله به تقویت ریشه های فکری دینی فرد همت گماشت و او را از منجلاب بی هویتی و دین گریزی که نتیجه تبلیغات دشمنان اسلام است، رهانید.

بنابراین مدرسه و معلم نقش بسیار مهمی در تربیت و تهذیب کودک و نوجوانان به عهده دارند. در شکل گیری و تحصیل عادت، کیفیت معلومات، کسب ارزش ها از تأثیرگذاری بالایی برخوردارند. چه بسا خانواده هایی که فرزندان خود را براساس اخلاق اسلامی تربیت می کنند ولی پس از وارد شدن در محیط مدرسه دچار انحراف می شوند. از آن جایی که معمولا دانش آموزان، معلم خود را الگو و سرمشق خود قرار می دهند و از وی تقلید می کنند، باید در گزینش معلمان و نظارت بر آنان سعی وافر انجام داد. سازمان آموزش و پرورش باید با جذب معلمان عفیف و با حجاب تبلیغ عملی حجاب را در مدارس داشته باشد. دختران بخصوص در دوران دبستان و راهنمایی به شدت سعی می کنند خود را از نظر ظاهری به معلم خویش نزدیک کنند، معلم متعهد به راحتی می تواند پوشش خویش را به دانش آموزان انتقال دهد و در راه ترویج حجاب گام بردارد.

اهتمام به مثبت نگری و زیباسازی فرهنگ حجاب در تالیف کتب درسی، اجرای مسابقات فرهنگی-هنری- علمی با موضوع حجاب، تجلیل از دختران ممتاز با حجاب، ترویج الگوهای اسلامی در پوشش دانش آموزان و کادر مدرسه، غنی سازی اوقات فراغت دانش آموزان، درنظرگرفتن امتیازات برای کسانی که پوشش اسلامی را رعایت می کنند... از جمله کارهایی است که سازمان آموزش و پرورش برای گسترش حجاب باید در برنامه کاری خویش قرار دهد.

دانشگاه مرکز دیگر آموزشی است که فرد در ادامه تحصیلات خویش وارد آن می شود. دانشگاه ها از جمله مراکز حساس و مهمی هستند که در مصالح و مفاسد جامعه نقش تعیین کننده و موثری را ایفا می کنند. دانشگاه نقطه اساسی هر جامعه و کشوری است، اگر دانشگاه اصلاح شود آینده آن جامعه اصلاح خواهدشد. اگر دانشگاه فاسد بشود، سرنوشت آن جامعه فساد است.[14] 

محیط دانشگاه محیطی است جوان، پرانرژی و فعال، دانشجو به دنبال آن است که خود را نشان دهد، به خود می بالد، به دنبال افکار جدید می گردد. دراین مقطع اگر به وی خوراک علمی با چاشنی دینی تزریق شود او تبدیل به بهترین مبلغ دینی خواهدشد. از نیروی جوان و پرقدرت خویش نهایت استفاده را می کند تا دیگران را با خود همراه کند. از این رو مستکبرین جهانی به دانشگاه و دانشجو به چشم یک طعمه نگاه می کنند و از دانشجو برای رسیدن به اهداف شوم خویش استفاده می کنند.

دانشگاه از سویی پرورش شخصیت دینی دانشجویان را برعهده دارد و ازسویی دیگر پرورش نیروهای علمی و عملی آینده کشور را بر دوش خویش احساس می کند. به فسادکشیدن این جوانان، ترویج بی قیدی و بی مبالاتی نسبت به دین و بی عفتی و بدحجابی دانشجویان در واقع نیروی موثر و آینده ساز کشور را از بین می برد. نتیجه آن از بین رفتن کشور و انقلاب می شود.

دانشجویان به شدت از اساتید خویش الگو می گیرند. وقتی استادی با پوشش اسلامی در کلاس های درس حاضر شود و حرکات و رفتارهای مطابق دین از وی سر زند، دانشجویان به دین علاقه مند شده و به دستورات آن عمل می کنند. در این صورت دیگر حجاب برای دختران سخت نیست و آن را نشانه عقب ماندگی نمی دانند. به راحتی می توانند در برابر وسوسه های دوستان خویش مقاومت کنند و از حجاب خویش دفاع کنند. بنابراین، گزینش استاد متعهد و با پوشش مناسب گام موثری است بر ترویج حجاب در دانشگاه و در ادامه تاثیر آن در جامعه، که این مهم از وظایف وزارت علوم می باشد.

سایر کارهایی که وزارت علوم باید برای گسترش حجاب انجام دهد عبارت است از:

آشنا ساختن دانشجویان با فرهنگ غنی ایرانی- اسلامی، آشنا ساختن دانشجویان با توطئه ها و زمینه های نفوذ فرهنگ غرب، نظارت جدی بر اجرای قوانین انضباطی، برخورد جدی با هنجارشکنان حجاب، فعال کردن تشکل های دانشجویی برای برخورد با بدحجابی، عدم بکارگیری کارکنان و اساتید بی تفاوت به ارزش ها و پوشش های اسلامی، استفاده از استادان زن برای دختران و استادان مرد برای پسرها (حتی المقدور)، استخدام اساتید متعهد و پاسخگو به شبهات حجاب، انتشار مجلات فرهنگی با موضوع حجاب... دانشگاه به عنوان مرکز پرورش نیروهای علمی و عملی کشور باید مسئولیت خطیر خویش را در رابطه با تهدیدات فرهنگی به خوبی اجرا نماید و راه نفوذ فرهنگ غرب را بگیرد. دانشگاه اسلامی، دانشگاهی است که دانشجویانی متفکر و مبارز در عرصه فرهنگی به جامعه تحویل دهد و آنان نگاهبانان فرهنگ و دین مردم و جامعه اسلامی باشند.

در جامعه اسلامی همه نهادها و مؤسسات باید در گسترش حجاب تلاش کنند. حفظ حجاب از ارکان دین ما و از اصل های قانون اساسی می باشد. متأسفانه هنوز بسیار افرادی هستند که به حجاب به عنوان یک پدیده فردی نگاه کرده و از کنار آن بی اعتنا می گذرند. در حالی که حجاب و پوشش اسلامی از وظایف اجتماعی است که به صراحت در فقه ما به آن اشاره شده است. نهادها و مؤسسات باید این اصل را در مراکز خویش در معرض عموم بگذارند و خود نیز به آن عامل باشند. امروزه، اکثر کارمندان را زن ها تشکیل می دهند. با ترویج حجاب در بین آن ها می توان ادعا کرد که یک سوم جامعه از پوشش مناسب برخوردار می باشند.

البته لازم به ذکر است که افراد مختلف جامعه نیز در گسترش حجاب نقش مهمی دارند. افراد متعهد می توانند با تذکر دادن به کسانی که رعایت حجاب اسلامی نمی کنند، در ریشه کن کردن این پدیده شوم ایفای نقش نمایند. وقتی کسی با ظاهری نامناسب بیرون بیاید و کسان مختلفی به او تذکر دهند ناخودآگاه خود را همسو با محیط کرده تا از این تذکرهای پیاپی رهایی یابد. پس، برای نهادینه کردن حجاب، رسانه و مراکز آموزشی از مراکز مهم فرهنگ سازی و ترویج آن می باشد. هر چند که از سایر مؤسسات نیز نباید غافل شد. همه باید برای گسترش حجاب قیامی آگاهانه داشته باشند تا بانوان ایرانی الگوی تمام زنان جهان باشند و از حیله ها و توطئه های شوم مستکبرین رهایی یابند. فقط با حجاب اسلامی است که زن به جایگاه واقعی خویش در جامعه دست می یابد و می تواند در تمام عرصه ها حضوری پررنگ و موثر داشته باشد.

امام خمینی(ره) می فرمایند:«زنان از نظر اسلام نقش حساسی در بنای جامعه اسلامی دارند و اسلام زن را تا حدی ارتقا می دهد که او بتواند مقام انسانی خود را در جامعه باز یابد و از حد شیء بودن بیرون بیاید و متناسب با چنین رشدی، می تواند در ساختمان حکومت اسلامی مسئولیتهایی را به عهده بگیرد.  نقش زن در جامعه بالاتر از نقش مرد است؛ برای اینکه بانوان علاوه بر اینکه خودشان یک قشر فعال در همه ابعاد هستند، قشرهای فعال را در دامن خودشان تربیت می کنند. خدمت مادر به جامعه از خدمت معلم بالاتر است، و از خدمت همه کس بالاتر است. و این امری است که انبیا می خواستند. می خواستند که بانوان قشری باشند که آنها تربیت کنند جامعه را، و شیرزنان و شیرمردانی به جامعه تقدیم کنند.»[15] 

شهید مطهری در این باره می فرمایند که بر عکس آنچه که مخالفین حجاب خرده گیری کرده اند و گفته اند: ((حجاب موجب فلج کردن نیمی از افراد اجتماع است)) بی حجابی و ترویج روابط آزاد جنسی موجب فلج کردن نیروی نیمی از افراد اجتماع است. و این کاملا در کشورهای غربی معلوم است و چه رسوایی هایی که در این باره در این جوامع پیش آمده و می آید.

و بالاخره آخرین جنبه که  بالا بردن احترام زن و جلوگیری از ابتذال او است موجب ارزش و احترام زن میگردد، زنان هر چقدر که در جامعه و در رفتارشان با نامحرمان عفیف تر و با وقار تر باشند بر ارزششان افزوده می شود و احترامشان بیشتر می شود و مردان اجازه هر نوع برخوردی با آنان را به خود نمی دهند. حال غرب با توجه به حجاب و اهمیت آن در سلامت جوامع اسلامی سالهاست که درصدد ضربه زدن به آن درآمده تا بتواند از طریق آن به پاکی زنان ضربه وارد کند و از طریق این ضربه است به راحتی می تواند به تمامی جامعه آسیب زند و به سمت نیل باهداف خود پیش برود.

 

 راهکارهای تشویق دانش آموزان به حجاب

چه راهكارهايي كاربردي براي جذب و تشويق بچه‌هاي ابتدايي حجاب وجود دارد؟

در رابطه با جواب اين سؤال به طور اجمالي به روش‌هاي جذب دانش‌آموزان ابتدائي به حجاب اشاره مي‌شود.

1. تشويق و تأييد كلامي و مادي براي اينكه دانش‌آموزان به حجاب علاقه‌مند شوند بايد سعي كنيم آنان را مورد تشويق كلامي و مادي قرار دهيم به عنوان مثال سعي شود دانش‌آموزاني كه اهل حجاب هستند در مقابل ديگران مورد اكرام و تشويق قرار گيرند و اگر دانش‌آموز قدمي بسوي حجاب برداشت، مورد تأييد و تشويق قرار گيرد تا قدم بعدي را بردارد در اين رابطه بايد بسيار دقت نمود تا تشويقها به اندازه و حساب شده باشد و افراط وتفريط صورت نگيرد.

2. ارائه الگوهاي مناسب نقش الگوهاي رفتاري براي كودكان و نوجوانان بسيار مهم است و لذا بايد در قدم اول والدين و بعد مربّيان و معلّمان بزرگوار خودشان حجاب را رعایت کنند و آن را جدي و مهم تلقي كنند.

3. ايجاد انس با دانش‌آموزان براي اينكه در دانش‌آموزان تأثيرگزار باشيم و نفوذ كنيم، بايد در قدم اول با يكايك آنان مأنوس باشيم و با محبت و ادب آنان را به خود جلب كنيم، دانش‌آموزي كه مربي خود را دوست داشته باشد به حرفهاي او كاملاً گوش مي‌دهد و علاقه‌مند به رفتار و تقليد از كارهاي او مي‌شود.

4. ايجاد محيط و جو مناسب براي رعایت حجاب اسلامی در مدارس.

5. برجسته ساختن نكات مثبت دانش‌آموزان از جمله حجاب آنان.

مربّي سعي كند نكات مثبت دانش‌آموز را برجسته كند مثلاً اگر دختري خوب درس مي‌خواند آن را برجسته كند و بگويد دختري با اين خوبي و زيركي چه بهتر كه حجابش هم كامل باشد.

6. برقراري ارتباط با والدين مربي بايد با والدين دانش‌آموزان جلسات زياد و ارتباط عاطفي برقرار كند و از آنان كمك بگيرد و آنان را توجيح كند مثلاً اگر خانواده‌اي به حجاب اهميت ندهد و مربّي تأكيد به حجاب كند، دانش‌آموز با تعارض مواجه مي‌شود و لذا مربي بايد با سعة صدر و حوصله با والدين ارتباط داشته باشد و از آنان كمك و ياري بخواهد.

7. ارزش و احترام به افراد باحجاب: در محيط مدرسه اگر تمام نيروهاي اجرايي و خدماتي به افراد باحجاب احترام كنند، ديگران هم به طور ناهوشيار به سوي حجاب  كشيده مي‌شوند مخصوصاً برخورد نيروهاي خدماتي بايد حساب شده باشد زيرا دانش‌آموزان بيشترين برخورد و ارتباط را با آنان دارند و با آنان صميمي‌تر هستند.

8. استفاده از هنر در دعوت به حجاب سعي شود با رعايت ادب و با بيان عاطفي دانش‌آموزان به حجاب دعوت شوند و در مواقع مناسب و با خوشروئي تذكراتي در رابطه با حجاب داده شود.

9.بيان فوايد و آثار حجاب با زبان ساده و جذاب و دوستانه به دانش‌آموزان

 

10. ارتقای سطح آگاهی جوانان در خصوص ارتباطات صحیح انسانی و اخلاقی بین آنها و حفظ حدود عفاف و حجاب در جامعه و خانواده؛

11.تبیین دیدگاه اسلام در خصوص عفاف، پوشش، حجاب و ضرورت بیان، فلسفه، احکام و دستاوردهای مثبت رعایت آن در جامعه متناسب با شرایط سنی جوانان و نوجوانان با شیوه‏های جذاب؛

12.توجه دادن به رعایت و نیز باور پوشش نه به عنوان یک اجبار اجتماعی بلکه به عنوان یک ارزش انسانی، دینی و معنوی و یک باور قلبی جهت مصونیت از زشتی‏ها و آسیب‏های اجتماعی؛

13.اهتمام جدی نهادخانواده نسبت به تأمین نیازهای عاطفی وشخصیتی فرزندان به ویژه دختران وتأثیرآن در شکل‏گیری هویت دینی و اجتماعی آنها؛

14. تبیین نقش عفاف و حجاب در تقویت هویت ملی و فرهنگی جوانان و تأثیر آن بر استقلال فرهنگی و سیاسی کشور؛

15.تقویت روحیه تعادل در جوانان در رویکرد آنان به مدگرایی و بیان مستدل و منطقی اثرات و پیامدهای مدگرایی افراطی و پرهیز از تقلید کورکورانه از مدهای غربی و تقویت مدگرایی ملی؛

16.تبیین ریشه‏های تاریخی و فرهنگی و نشانه‏های روشن از وجود حجاب و پوشش در ادیان الهی وجوامع دارای سابقه تاریخی و تمدن فرهنگی؛

17.زمینه‏سازی اجتماعی مناسب برای دختران و پسران جهت کشف، هدایت و بروز قابلیت‏ها و توانمندی‏ها و تأمین مطالبات خود به منظور جلوگیری از بروز جلوه‏گری‏های نامناسب در حیطه فرهنگ عفاف و حجاب؛

18.اختصاص بخشی ازموضوعات تحقیقاتی به بررسی» زمینه،علل وموانع گسترش فرهنگ عفاف وحجاب درجامعه «و بررسی تأثیرات محصولات فرهنگی کشور بر این موضوع؛

19.اهتمام جدی مراکز فرهنگی و کلیه رسانه‏های کشور نسبت به ارائه الگوی مطلوب از عفاف و حجاب در محصولات فرهنگی خود (فیلم، سریال، تئاتر و… )و پرهیز از ایجاد تضاد و تناقض برای جوانان در این امر؛

20.جذب،تربیت وبه کارگیری نیروی انسانی آگاه وعامل به مبانی دینی عفاف وحجاب در برنامه‏های فرهنگی و تبلیغی؛

21.سازماندهی مبلغان آشنا به اصول و مبانی فرهنگ عفاف و حجاب به روش‏های صحیح تبلیغ و استفاده بهینه از آنها در مجامع دینی و خودجوش مردمی؛

22.نظارت دقیق وهمه جانبه درامرتولیدونشر کتاب، مطبوعات ومجلات سینمایی درخصوص رعایت حریم عفاف و حجاب از نظر محتوایی و شکلی؛

23.الگوسازی و ایجاد گرایشات عمیق و پایدار نسبت به امر حجاب و عفاف از طریق معرفی سیره عملی معصومین علیه السلام ،بزرگان علمی و ادبی و فرهنگی، منطبق با مقتضیات زمان و مکان و شرایط سنی جوانان؛

24.تبیین عدم مغایرت پوشیدگی، حجاب و عفاف با حضور و فعالیت‏های اجتماعی زنان و رفع شبهه تعارض بین آن دو؛ تربیت و توسعه نیروی انسانی مؤمن، کارآمد و آشنا به مسائل فرهنگی

25.تبلیغی در امر عفاف و حجاب و پرهیز از برخوردهای خشن، فیزیکی و تحقیرآمیز با متخلفین؛

26.توسعه و تنوع‏بخشی به الگوهای مناسب حجاب و تبلیغ آن توسط رسانه‏ها به منظور اقناع روحیه تنوع‏طلبی و حس زیباشناختی جوانان ضمن ترویج و تشویق چادر به عنوان حجاب برتر و پرهیز از تحمیل و اجباری کردن یک الگوی ثابت از حجاب؛

27. اتخاذ تدابیر لازم جهت تولید و توزیع اقلام مورد نیاز جامعه در رعایت حجاب؛

28.ایجاد زمینه تبادل فرهنگی ملل اسلامی از طریق ارائه الگوها و نمادهای پارچه و لباس ایرانی - اسلامی؛[16]

فاطمه مختاری

مدرسه علمیه رضویه زمستان 90



1.قاموس قرآن، سيد علي اكبر قرشي،ج‏2، ص 104.

[2] . سوره احزاب، آیه ۵۹.

[3] . دکتر محمود بهزاد، مقاله تفاوت های زن و مرد از نظر فیزیولوژی و روانشناسی، به نقل از غلامعلی حداد عادل، فرهگ برهنگی و برهنگی فرهنگ، ص68. ر.ک: نظام حقوق زن در اسلام، شهید مطهری، ص165-171.

[4] . مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج 19، ص 436، با تلخیص.

[5] . همان، ص434؛ http://www.hijabs.blogfa.com

 

[6] . http://www.hawzah.net

[7] . www.pajoohe.com

[8] . http://www.hawzah.net/F؛. http://tebyan-zn.i

 

[9] - ر.ک: روت ترنرویل کاکس، تاریخ لباس، ترجمه شیرین بزرگمهر.

[10] - محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج2، ص259، واژه حجاب.

[11] - نهج البلاغه، نامه 31.

[12] - www.hejabonline.com

[13] - محمدکلینی، اصول کافی، ج5، ص183.

[14] - دانشگاه و دانشجو در آیینه رهنمودهای مقام معظم رهبری، سازمان تبلیغات اسلامی، ص5.

[15] - صحیفه نور، ج14، ص197.

[16] .ر.ک:افروز، غلامعلی، روش های پرورش احساس مذهبی، چاپ اول،تهران ، انجمن اولیاء و مربیان ،1371؛ دبس، موریس، مراحل تربی، مترجم، محمد علی کاروان، بی جا، بی نا، بیتا؛ قائمی، علی، روانشناسی رشد شاهد، چاپ اول، تهران، انجمن اولیاء ومربیان، بی تا.