• اردوی جهادی روستای سعید آباد

    شروع اردوی جهادی :1/6/95تا10/6/95

  • اردوی جهادی روستای فریزی

    اغازاردوی جهادی از تاریخ؛ 5 / 5 / 95

  • اردوی جهادی روستای فریزی

    اغازاردوی جهادی از تاریخ؛ 5 / 5 / 95



تقویت دانش ومهارت های ارتباطی درفضای خانواده

رای دهی:  / 2
ضعیفعالی 

سلسله جلسه خانوادگی روز جمعه 22/8/94

سخنران :آقای زمانی

بحثی که درامتداد آن هستیم تقویت دانش ومهارت های ارتباطی درفضای  خانواده است .بخش زیادی ازمشکلات ازیک طرف وبخش زیادی ازعدم توفیقات ازطرف دیگرمربوط درواقع فقدان دانش مهارتهای ارتباطی درفضای خانه است دربسیاری از موارد مادانش لازم را نداریم که بایدالگوی تعامل ما باهمسرمان با فرزندمان با برادروخواهرمان وباپدرمان ومادرمان ومادرزنمان ومادرشوهرمان باید چگونه باشدودربسیاری ازموارد

یعنی چندین برابربسیاراول توان لازم رابرای ایجادچنین ارتباطی نداریم مشکل اول با یک سری آگاهی ها ومجموعه ای از دانش ها و اطلاعات و احکام حل می شود ولی مساله دوم یعنی بحث مهارت های ارتباطی باید انسان دوستان فضای زندگی خودش را تبدیل به یک باشگاه بکند برای کسب مهارت های روحی و روانی ، اگر ما وارد جغرافیای نفس خودمان بشویم میدان جهاد اکبر برای ما آشکار خواهد شد و در آن میدان ما در واقع با دنیای بیکران از ابعاد وجود خودمان سر و کار داریم . لازمه کسب این مهارت ها این است که انسان بتواند خودش را مدیریت بکند اگر بتوانیم خودمان را مدیریت کنیم افکار و احساسمان را کیفیت احساس خودمان را با دیگران مدیریت کنیم مانع اصلی برای تعامل بهینه این است که با احساس خودمان نمی توانیم احساسات بد را از وجود خودمان دور کنیم و احساس خوب را کسب کنیم امروز فضای بحث ما مربوط به همین است در واقع برای کسب دانش و مهارت های ارتباطی سه تا زیر ساخت اصلی را در زندگی داشته باشیم اولین نگرش    توحیدی به زندگی و بندگی خداست کسی که می خواهد مطابق با الگوی بهینه با دیگران تعامل داشته باشد سه تا زیر ساخت اصلی را در زندگی داشته باشد اساس دینمان نگرش به دین یعنی نگاه ما به خودمان و عالم و دیگران چگونه باشد اساس دینمان همان نگرش توحیدی است این که انسان می گوید لا اله الا الله وقتی می گوید الحمد لله وقتی که می گویدهوالاول والاخر و الظاهر و الباطن و می گوید له ملک السموات والارض  له مافی السموات و الارض اینها یکسری جملات اند که اگر بخواهند پیاده شوند در زندگی انسان باید فضای فکر و احساس و نگاه انسان را تغییر دهند و عوض کنند. انسان مومن همیشه باید سیر خورشید نگاه توحیدی زندگی کند .یعنی همه چیز را از خدا بداند و خودش را متصل و مرتبط به خداوند و بندگان را عیال الله ببیند و خودش را بنده خدا و خلیفه خدا ببیند این اولین زیر ساخت است.

بحث بعدی اخلاق ایمانی است در اخلاق ایمانی هدف و محور اصلی جریان دادن مودت ورحمت در دل بندگان خداست یعنی در راستای همان نگرش توحیدی  آنچه را انسان از خدا دریافت کرده از وجود و آبرو هستی و علم و رحمت و مودت باید در مسیر امر الهی جریان پیدا کند انسان تبدیل به حوضچه نشود هر که دریافت بشود باید احساس انسان جریان پیدا بکند وجود انسان ؛شادمانی انسان باید جریان پیدا کند به این قسمتش می گوییم زکات که موجب گسترش نعمت ها وگسترش رودها می شودانسان نباید خودش را مثل یک جزیره تلقی بکند در نگاه اول یک قطره در واقع ماقطره ای هستیم از اقیانوس وجود ،کل عالم را محضر خدا میدانیم در لایه دوم مربوط به اخلاق ایمانی است سعی کنیم همان را عملی کنیم با چه روشی , با رفتار یعنی یک لایه مربوط به عقل انسان ویک لایه مربوط به نفس و اخلاق انسان است و یک لایه مربوط به اعمال انسان  همه این ها آنلاین به هم در ارتباط هستند بنده چگونه میتوانم آنچه در وجود من هست دریافت کنم با افعال و رفتارم با سلام کردن با اظهار ادب  صدقه دادن لبخند زدن شادمانی کردن کمک و دستگیری کردن نیاز مند در سلام کردن به رفیق در محبت کردن به اهل خانه چه اتفاقی می افتد.آنچه که ما از طریق  ارتباط و اتصال به خداوند دریافت می کنیم چیزهایی معنوی دارد در آن اتفاق می افتد آن جیزی که انتقال پیدا میکند وجود من که یک جزیره است ووجودطرف مقابل که جزیره دیگری است واین رشته هادرواقع نخ هایی هستند که مخلوق هارا به هم وصل می کنند.دوتا انسان از طریق ارتباط همدلی و اظهار محبت و مانست قلبهایشان ارتباط پیدا کند این اولین رگه های ارتباط توحیدی یا زندگی موحدانه است .
در آیه سوره روم میفرماید :
((ومن آیاته ان جعل لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها ...))
چرا خداوند ازدواج را آیه قرار داد برای اینکه در ازدواج همین اتفاق می افتد دو تا انسان که تا چند لحظه یا چند روز پیش باهم بیگانه بودند هر کدامشان یک جزیره ای بودند از هستی آنها می آیند. از طریق خطبه و عقد وآن ارتباطی که ایجاد میشودوازطریق تعاملی که بعدها پیدا خواهند کرد به هم وصل میشوند چگونه وصل میشوند نگاهشان مشترک      می شود این بافتهای وجودی وارتباطات واتصالات وجودی چگونه اتفاق می افتد با سخن گفتن تعاملات به خصوصی بین زن وشوهر این جا آنچه که در درون اتفاق می افتد توحید است. یعنی مثل اینکه شما دو تا گره دارید که دو تا نخ را به هم وصل میکنید. در درون یک جریان توحیدی اتفاق می افتد. همین اتفاق و حادثه در تمام فضای زندگی و در تمام عناصر حیات لحظه به لحظه در حال شدن یعنی وقتی که می گوییم توحید یعنی به هم وصل شدن کثرات. این یک جریان ذهنی نیست و عملا دارد اتفاق می افتد و انسان مومن باید خودش بخشی از توحید باشد یعنی توحید یک پروژه عالم گیر در هستی جریان دارد بار اصلیش به دوش انسان کامل در مراتب به دوش انسان های دیگر می افتد. یعنی هر چقدر انسان در انسانیت کامل باشد زحمت و ارتباط دادن و اتصال دادن عناصر حیاتی بیشتر به دوشش می افتد بنابراین توحید یک پروژه است یک عملیات است یک اتفاق همه جانبه است. این ها سه تا زیر ساخت است. انسان برای این که زندگی اش بر اساس الگویی باشد که خدای متعال طراحی کرده باید این سه لایه را تنظیم کند. نگاه توحیدی پیدا کند . بداند که از جانب خدا آمده و به آن جریان بازمی گردد. برگشت به سوی خدا در چه مسیری است؟ در این مسیری که کثرت ها به هم وصل شود ما در فضای خانواده می خواهیم چنین پروژه ای را پیاده سازی کنیم. هر اندازه که بتوانیم همدلی را بیشتر ایجاد کنیم همان اندازه به توحید خدمت بیشتری کرده ایم خدا می فرماید:

ان تنصروا الله ینصرکم بیشتر خدمت کرده ایم هر اندازه که بتوانیم نگرش هایمان را با هم هماهنگ کنیم باز خدا را بیشتر یاری کرده ایم. این ها سه تا زیر ساخت ولی الگویی ک هدر این رابطه مطرح شده با استفاده از حدیثی از رسول خداست. حدیث خدا را مرور می کنیم.

حدیثی از امام صادق علیه السلام البته اصلش راجع به بحث آداب نماز و طهارت است ولی از تویش چون در انتهایش پیامبر مثال زده اند که مثل مومن خالص کمثل الماء. در واقع پیامبر مومن را شبیه سازی کرده و می فرماید اگر می خواهی را بشناسیی مومن مثل آب مومن است. آب چگونه در  تعامل اموردیگر- مومن هم باید همان صفات آب را در فضای زندگی خودش ایجادکند .  

 این حدیث را می خوانم بعد آن ویژگی ها که ازتویش راجع به تعاملات است بحث می کنیم        امام صادق فرمود :  اذا اردت طهارت الوضو فتقدم الی مائ تقدمکا الی رحمت الله فان الله قد جعل مائ مفتاح قربته و مناجاته – پس انتهای حدیث اگر می خواهی مومن و تعاملات ایمانی او را بشناسی پیامبر فرمود شبیه سازی کردن به آب ا ولین ویژگی آب این است که قد جعل مفتاح قربته ومناجاته  که آب مظهر رحمت خداونداست مومن محد هم باید عین رحمت خداوند باشد وباخود زندگی وبرکت را جریان دهد  این توی بحث  الگوی تعاملات اولین شاخه است . یعنی ما هرچه می آییم اگر احساس سر زندگی  شادابی را با خود آوردیم الگوی موحدان است  اگرهمین قدر که به جایی رسیدیم که افراد عقب نشینی کرند وگفتنشد باز این امد بابام آمد بازاخم می کند واحساس ترس ایجاد شد این الگوی موحدان نیست اگر حضور ما در فضای خانواده باعث  شد که فضای مهربانی وصمیمیت انجام شود این کاری است که اب انجام می دهد تا آب نباشد  که کلید طهارت وکلید وضووغسل است تا این استفاده از آ ب نباشد انسان نمی تواند به سراغ نماز وارتباط با خداوندمتعال مومن هم اولین ویژگی اش همین است هرجا می رد با خودش کلیید را به همراه می ورد وآن کلید کلید ارتباط با خدا وفضای تعامل الهی است.

پس قد جعل مائ مفتاح قربه ومناجاته دلیلا الی خدمته وکماانه رحمته تطهرکذ اگر نجاسات ظاهر                می گوید همان جوری که آب نجاسات را ازبین می برد واین امکان راایجاد میکند که انسانها بیایند با بندگان خدامرتبط بشوند ومناجات داشته باشند بنده مومن هم باید پاک کننده باشد یعنی خداوند در آب یک لطافتی قرارداده که درهر چیزی نفوذ می کند روی اشیائ که جریان می دهی آن کثافت تیرگی ها وزباله را در خودش حل می کند با خودش جریان می دهد وآن احساس پاکی می کند .این احساس چگونه توی رفتارانسان شبیه سازی میشود در روایات داریم پیامبر وقتی در هر مجلسی می نشست بعد ازمجلس 25باراستغفاروبعضی روایات هم 70استغفار می کرد چرا چنین اتفاق می افتد مگر پیامبرخودش اعوذ باالله گناه می کرد اتفاقی که می افتد این است پیامبربه خاطر اوج طهارت و لطافت وجودی شان وقتی در هرمجلسی می نشستند آن قدر احساساتشان دراحساس دیگران نفوذ می کرد می کرد در دنیای فکرو روح واخلاق آنها عین اینکه آب در تمام زوایا نفوذ می کند وقتی آب را رها می کند درون باغچه ای آن قدرلطیف که درتمام سوراخ های ریزودرشت آن خاک نفوذ می کند پیامبر هم یک چنین شخصیتی دارد انسان مومن هم باید چنین شخصیتی داشته باشد ما باید یک لطافت وطهارت روحانی داشته باشیم که در هر جمعی که می نشینیم با خود مان غباررا از آن مقابرداده ایم وتوی دل خودمان بگذاریم و از طریق استغفاربیرون کنیم و عملیاتی که بعد از آن فضا به وجود می آید. همنشین ما احساس کند که چقدر سبک شده است چقدر پاک شده این چه جوری اتفاق می افتد با سخن گفتن با امید دادن با نوازش کردن بنده مومن آمده یک ماموریت الهی را انجام می دهد. پس بنابراین همان جوری که آب می آید بساط خدمت و بساط مناجات را از طریق پاک کردن ذنوب بندگان خدا فراهم می کند. مومن هم باید همین کا ررا بکند .  ما گاهی اوقات برعکس عمل می کنیم وما گاهی اوقات نقطه برعکس این هستیم نه تنها بنای این را نداریم که اگر خطائی در زندگی است آن خطا را جذب بکنیم . که بارش کاملا از دوش خطا کار برداشته بشود وقتی شما چیزی را کثیف می کنید زیر شیر آب، کثیفی برداشته میشود آن آلودگی از آن شئ برداشته میشود  وخود آن اشیائ هست  وقتی بنده با فرزند خطا کارم برخورد می کنم نه تنها بنای آن را ندارم که اون خطاهای اورا بدون اینکه متوجه بشود وحس کند که خطاکاراست وگنه کار است به جای اینکه برداریم و به خودمان جذب کنیم که احساس پاکی وطهارت کند می آییم عملا او را در آن نقطه تثبیت می کنیم یعنی بر چسب می زنیم به آن معنا که تو خطا کاری وگنه کاری اثبات گنه کاربودنشان وخطاکاربودنشان را یعنی آنچه راکه خداوند عالم ومستور کرده وپنهان کرد وزیر لایه های ستاریت خودش از چشمهاپوشانده ما اینها را بر می داریم و کنار می زنیم که عیان شود این چند تا بعد باید در کنار هم عمل کنند یعنی انسان باید عین خدا ستا ر باشد و به دنبال کشف نباشد وبه گونه ای عمل کند که مخاطبش همسرش وفرزندش برادرش وخواهرش بعد از صحبت و گفت وگو احساس بکند که از گناهانش پاک شده اند این چه روحیه ای است اصلا چگونه باید به این قابلیت برسید این چه تکنولوژی است که بنده وشما می آییم ودر یک مجلس با هم حرف می زنیم از یک چیز دیگری ولی ویک انسان معصوم و اولیائ الهی یک خاصیتهائی که بدون این که انسان حس کند قلب ما را پاک می کنند انسان چگونه باید به این خاصیت برسد این کاری است که انسان باید در فضای روح وروان خودش انجام دهد و واجد این خاصیت بشود آب که خود به خود آب نمی شود و خود به خود واجد این خاصیت نمی شود و خود به خود واجد ایجاد طهارت را پیدا نمی کند چگونه است که برخی از مومنین چنین قابلیت را دارند که وقتی با دیگران حرف می زنندو یا ساعتی با آنان همنشین می شوی این قلب پاک می شود وبرخی این را ندارند گفتم بحث اول ما در بحث جهاد اکبر این بود که مومن باید در جغرافیای درون خویش همیشه فعال باشد همیشه کیفیت وجودی خودش را و عیار وجودی خودش را از طریق عملیات قلبی وغنی سازی روحی و تحولهایی در وجود خودش را همیشه به آن مشغول باشد پیامبر اکرم فرمود مثل مومن خالص کمثل مائ اگر می خواهی الگوی تعامل با دیگران را می خواهی شبیه سازی کنید و ببینید آب چگونه رفتار می کند با اشیامومن هم باید همان گونه عمل کند مثل آب در زندگی این است که هر کجا که آب می رود آن جا را زنده می کند آب مظهر رحمت خداست هرکجا می رود با خودش حیات ورحمت و زندگی می آورد هر کجا آب نباشد خشکسالی می آید ما چه جوری باید قلبهایمان را سر شار از رحمت بکنیم-نکته دوم این بود که آب وسیله طهارت وکلید عبادت است چرا چون ذوب را میشوید وکثافت ها ونجاست ها را میشوید یعنی به خودش جذب میکندچه جوری این قابلیت راپیدا بکنیم همه این ها در کیفیت ارتباط با  چگونگی ارتباط با خداست اگر انسان ما اگر یک درصد انریمان رابادیگران اختصاص می دهیم باید 99درصدانرژی وفعالیتمان در ارتباط با خدا باشد چون اگر درآنجا چیزی تولید می شود یک نوع  جریان اگر در آنجا چیزی وفعالیتمان فعالیت مان در ارتباط با خدا باشدچون اگر در آنجا چیزی تولید شد میشود یک نوع جریان اگر در آنجا چیزی بدست نیامد نمیشود انسان کاری بکندمثلا شما خاک را بیاورید و نجاست راپاک بکند فقط آب این خاصیت را داردچگونه قلب انسان خاصیت حیاط را دارد این زمین وجود و خشکیده انسان چگونه صاحب آب میشود که مثل چشمه آب یک قنات آب میشود مثل یک چاه اب میشود باید ازآسمان معنویت چیزی بردل انسان ببارد که بتواند صاحب این موقعیت بشود بنابراین آب وسیله طهارت وکلید عبادت است مومن مخلص باید نسبت به مردم همین خاصیت را داشته باشد  باید گناهان را بشوییم در مرتبه اول پنهان کنیم بعد بشوییم بعدموجب تطهیر دلها از جهل وشرک کفرو غقلت بشویم وبه این وسیله باعث بشویم که دلها به خدا متصل بشود این دومین خاصیت آب است نکته بعد در لطافت آب کیفیتش به گونه ای است الودگیها رابه خودش جذب میکند در افراد زود نفوذ میکند مانوس میشود اگر در یک مجلس مینشیند بعداز پنج دقیقه افراد احساس میکنند که بیشترین فردی که میتوانند با او مرتبط شوند وصمیمی بشوندانسان مومنی است که لطافت وجودی پیدا کرده باز لطافت وجودی باید از کجا بدست اید از طریق ارتباط با خدای متعال نکته بعد آب از لطافت وشفافیتی برخوردار است مومن هم باید همینطور باشد مومن ظاهر و باطنش مثل آینه است اگر یک اشکال را در یک جمله رودر رو میشود گفت چندین برابر هزینه اش را پشت سر میدهیم ایشان این کار را انجام داده اصلا ما انتظار نداشتیم که این کار را انجام بدهد یعنی مثل آینه باشد بدون فوت وقت بدون فاصله ومانع و حجاب اشکالات و نقایص برادر خودش را به او نشان دهد تا او زود بر طرف کند در واقع کاملا بر عکس عمل میکند یعنی روی غیر آینه رابه سمت همدیگر و روی اینه را پشت سر صحنه عمل میکنیم نکته بعد آب لطیف وروان است و بر اشیا و امور به خوبی نفوذ میکند این روان بودن وجریان داشتن در یک جا نماندن خسته میشویم بلند شویم وبرویم کار دیگر انجام دهیم از این کار خسته میشویم کار دیگر انجام دهیم یعنی راکت نباشیم نکته دیگر اب خالص و پاک است مومن هم بایدهمینطور خالص یباشد اگر بخواهیم اینها را خیلی خلاصش کنیم یکی جاری بودن یکی پاک کنندگی یکی صفا یکی لطافت یکی پاکی یکی حیات بخشی وزلالی این ویژگیهایی است که باید در درون خودمان داشته باشیم شاخص های روحی وروانی ما برای تعامل با دیگران این مجموعه ویژگیهایی بود که بر اساس حدیثی که امام صادق ع نقل کردند که راجع به ویژگی های آب وخواص آن از قول پیامبر نقل کردند که مومن  باید مثل آب باشد در واقع ما باید الگوی تعامل خود را بادیگران باید طبق همین اساس تنظیم کنیم کل مطلبی که میخواستیم ارایه دهیم همین مطلب بود ولی میبینیم همینها را اگر بخواهیم اجرا کنیم یک عمر کار است چیزی که بیان آن پنج یا ده دقیقه بیشتر طول نمیکشد ولی تمرین کردن واحراز اینها یک عمر زندگی وکل زندگی خودمان رابایدتبدیل به یک باشگاه بکنیم تا بتوانیم روز بروز عیار این ویژگی را در وجود خودمان افزایش بدهیم از خدای متعال مسئلت داریم که توفیق به ما عنایت کند که ویژگی ها مومنان حقیقی را در خودمان ایجاد کنیم و در خانواده خودمان عمل کنیم    .